X
تبلیغات
رایتل

یه خورشید درخشان

نو کیسه گی

یه مطلبی خوندم درباره نو کیسه گی،آدم هایی که یه شبه ثروتمند میشن،معمولا هم زحمت زیادی نکشیدن،بعد این ثروت رو در چشم بقیه فرو میکنن،توجه دارید که فرو میکنن.حالا دلیلش چیه نمیدونم.یعنی سر در نمیارم،یه نفر اینقدر در زندگی عقده داشته باشه که ثروت داشته،یا گاهی وقت ها نداشته خودش رو به رخ بکشه.

قدیما،یکی از چیز ایی که خیلی مراقبش بودیم آه کشیدن بود.

خانمانسوز بود آتش آهی ، گاهی

ناله ای میشکند پشت سپاهی ،گاهی

و واقعا هم کم نبودن ثروتمندانی که یک شبه به خاک سیاه مینشستند،ولی الان درک نمیکنم اینا چی میخوان،واقعا با به دنبال کشیدن نگاه های حسرت بار دیگران احساس شادی و نشاط میکنن.

زمان های قدیم،قشر بازاری به ثروت مشهور بودن،چند نفری از این خانواده ها رو میشناختم، اولین کسانی که در کار خیر با مبالغ بالا پیش قدم میشدن این ها بودن،زندگی روزمره شون فقط کمی بهتر از ما بود که کارمند بودیم،یعنی اصلا رفت و آمد باهاشون آزارت نمیداد،بسیار میهمان نواز و فامیل دوست بودن.نمیدونم ، اینم یکی دیگه از اون چیزایی شده که تغییر کرده.

یه چیز مهمتر،درباره یه بنده خدایی نوشته بود که در محله پایین شهر در یه خانه 50 متری زندگی میکنه،اما خودش رو به آب و آتش زده یه زانتیا خریده ،حتی پارکینگ هم نداره،هر شب از همسایه های پارکینگ دار التماس دعا داره،و شغلش باربری با موتور در بازار تهران.این یکی رو خدایا شفاش بده.جایی که قبلا کار میکردم در یکی از محلات شمال غرب تهران بود،محله نوسازی بود که خانه ها و آپارتمان های کوچک و متوسط داشت،اما همین ها گاهی ماشین های شاسی بلند و گرون قیمت داشتن. همون موقع هم از ناهماهنگی این دو مقوله در شگفت بودم.

البته فکر میکنم این هم از پیچیدگی های نسل جدید هست.

نظرات (11)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
باید قبول کرد همه ی آدمها دوست دارن بگن مهمند.
بعضی ها با کارشون
بعضی ها با دانششون
بعضی ها با هنرشون
بعضی ها هم.. با زورکی بستن چیزها به خودشون!
چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 09:45
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا ، با چیزای نداشته ابراز وجود میکنن.
والا خانوم ما یه عمه ی سوپرمیلیاردر داشتیم (اینکه میگم داشتیم چون رفتن ینگه دنیا سالهاست ندیدیمشون!) بعد اینا یک ماشین ساده داشتن. تا روزی م که ایران بود همونو سوار شد! نزدیک 20 سال ماشینشو عوض نکرد!!
اما خب یه خونه ی 2500متری توی کوچه ی یکی از سران سابق نظام داشتن! واقعا هم رفت و آمد باهاشون اذیت کننده نبود که بخوان فرشهای ابریشم و مبلهای فلانشونو بکنن تو چشممون.
ما یه همکار داریم دور از جون شما که میشنوی رسما افتاده به تن فروشی برای اینکه بتونه موهاشو اکستنشن 1میلیون تومانی بکنه و گوشی 3میلیون تومانی دست بگیره و هر سه ماه 1 سی سی ژل سوئدی توی لباش تزریق کنه! آخرشم همه پشت سرش میگن شبیه میمون شده!!
من به شخصه آسایش و رفاه برام اهمیت داره چه در مورد ماشین چه خونه. حالا اگه بتونم با پولم پول دربیارم شاید خونه خریدن بشه اولویت دومم.
دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 13:55
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عاصی جان ، عجیبه ،اینکه اینقدر این تجملات غیر ضروری مهم باشه برای کسی.
تفاوت دیدگاه هست به نسبت هر کسی/یکی هست که میشناسم الان مستاجره.به قول خودش200 گرم طلا داره!!!ولی 1 ماهی هست که ماشین خریده 40 میلیون که نصفش پول داده.نصفش قسط به امید کار کردن و دادن قسطا!!تولیدی داره/وقتی میگی اول خونه بگیر میگه وقتی میتونم چند سال یکبار خونه اجاره کنم چرا باید بخرم!!!میگی واسه آینده و سرپناه و پسرهات خوبه/میگه الانو عشقه بچه ها بزرگ شدن خودشون برن سراغ زندگیشون!!!
در کل ارتباط مستقیمی هست بین نحوه بزرگ شدن و تربیت و داشتن دیدگاه و عقاید برای آینده/این خودش مثلا از بچگی کار کرده در کنار 7/8 تا خواهر برادر دیگه!!
ولی من در کل نمیپسندم اینجور نظراتو.منم مثل شما فکر میکنم اول خونه...
پنج‌شنبه 7 مرداد 1395 ساعت 15:02
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام ممنون از نظرتون،مثل این آدم ها رو زیاد دیدم که بخاطر نداشتن خونه در دوران میانسالی نتونستن به خوبی زندگی کنن،راست میگید برمیگرده به دیدگاهشون.
سلوم
عاغا دقت کردین اه های الان کار نمیکنن
پت پت میکنن چرا اخه درست نمیسوزونن
چهارشنبه 6 مرداد 1395 ساعت 12:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره والا یه زمانی تا یکی آه میکشید طرف کله پا میشد،الان جزغاله میشی طرف سر و مر گنده راه میره.
شما یجورایی جلوی این موضوع جبهه گیری کردی، البته من با شما هم نظرم ولی جبهه نمیگیرم چون اتفاق خاصی هم نیست، خیلی وقتا برای قیافه و پز هم نیست؛ یخورده ذائقه ها عوض شده که عده ای مثلا داشتن یه ماشین خوب با یه خونه ی اجاره ای رو ترجیح میدن به داشتن یه خونه ی خوب و یه ماشین بد.
اما این قسمتو گل گفتی که «اصلا رفت و آمد باهاشون آزارت نمیداد»؛ من از نظر سنی شاید خیلی هم به اون زمان نمیخورم اما بلاخره یه چیزایی یادم هست، اون آدمایی که ثروتمند بودن و عین خودمون زندگی میکردن هنوزم ثروتمندن ولی دیگه مثل ما زندگی نمیکنن:))

توی نظر کاربر فریبا «حب شهوت» کلا مع الفارق بودا، نبود؟
چهارشنبه 6 مرداد 1395 ساعت 10:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سعی کردم جبهه نگیرم،ولی درکش برام سختهه که فاصله بین درآمد ، منزل،و اتومبیل زیاد باشه،یه کم اشکال نداره ، ولی زیادش یه جور عوام فریبیه،یعنی مردم من این جوریم ، که در واقع نیست.کلا با فریب مشکل دارم.
سلام سلام
از آخر به اول (یادمه دوستی پیگیر خرید اتول بود، بهش گفتم بهتر نیست مسکن بهتری تهیه کنی جواب داد: کی (چه کسی) خونه رو دیده! همه ماشینت رو می بینند) یخده فکر کردم دیدم حرفش بی ربط نیست البته در محدوده روابط فامیلی خودمان که اغلب دورهمی ها در مراسم های عروسی و عزا و ... و خارج از منازلمان است
درعوض بیرون رستوران یا سالن پذیرایی چیزی که به چشم می آید همان اتول فوامیل است. والا
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 22:50
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوب اینم نظریه برای خودش.اما شما راضی میشی تو یه خونه اجاره ای پنجاه متری جنوب شهر زندگی کنی اما یه ماشین گنده زانتیا سوار شی.یه ذره فاصله شون زیاده،بعد هم این یعنی فریب دیگران،یعنی من خیلی ثروتمند هستم.که تو خیابان های شلوغ تهران چنین ماشینی سوار میشم،فردا یه دختر هم گول همین ماشین رو میخوره در حالی که اون آقا باربر موتوری کف بازاره.عواقب داره این رفتارها.
اینم یه جور حب شهرته در موازات همون حب ریاست و حب شهوت و حب مقام و.... .حالا هر کسی همه آین حب ها رو کم و بیش داره مهم اینه که به تعادل برسه
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 21:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حب شهرت،نمیدونم کسی میفهمه اون آقا ماشینش زانتیاست،اونا که میشناسنش که تعجب میکنن،اونا هم که نمیشناسنش براشون مهم نیست.
این نوشته ات حرف دل من بود. ث
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 20:08
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا،نمیفهممشون.
خدا این ادم ها را شفا بده.یک خانم جوانی هم من میشناسم که به عالم و ادم بدهاره برای اینکه به سر و وضعش برسه و تو رستوران ها و کافی شاپ های گرون با دوستاش برنامه بذاره و ...
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 16:32
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا،چی فکر میکنن.
دنیای درهم برهی داریم بانو...
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 14:37
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی درهم و برهم شده عزیزکم
سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 10:33
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون