X
تبلیغات
زولا

یه خورشید درخشان

تجمل

چند وقت پیش به عروسی دختر دوستم دعوت شدم.کلا آدم تنبلی هستم تو عروسی رفتن.از اون جایی که همیشه ساده و اسپرت هستم،رفتن به عروسی یکی از چالش های بزرگه.همین طور که تو فکر آماده سازی بودم،به خودم دلداری میدادم.ای بابا ،من رو کسی  نمیشناسه ،پس مهم نیست،اولین غصه برام آرایشگاه رفتن هست.اصلا حوصله ندارم،معمولا برای کوتاه کردن مو میرم،اونم خیلی کوتاه.گفتم ولش کن ،ابرو رو خودم تمیز کردم،بعد به رنگ مو رسیدم،مدتیه تصمیم گرفتم رنگ نکنم،یاخیلی کم رنگ کنم،اصلا حس خوبی نسبت به رنگ مو ندارم،فکر میکنم به اندازه کافی درگیر مواد شیمیایی هستیم.پس رنگ مو هم منتفی شد.بعد رسیدم به لباس،حالا چی بپوشم،اکثر لباس های مجلسی راحت نیستن،یعنی وقتی میپوشی باید یه لیدی تمام عیار باشی.منم که ازم ساخته نیست،یعنی قبلا خیلی خانم میشدم با این لباس ها،ولی دیگه حوصله ندارم.خلاصه یه بلوز شیک و یه دامن راحت پیدا کردم،خوب اینم لباس.دیگه چی میمونه،کفش.خوب کفشای مجلسی من با اینکه پاشنه کوتاه هستن ولی خوب مجلسی هستن دیگه،باز هم وقتی میپوشی باید قدم های کوتاه برداری ولیدی وار خرامان خرامان راه بری.من دوست دارم پام روی زمین خدا باشه و محکم راه برم.خیلی سال پیش یکی از دوستان میگفت تو مثل سرباز ها راه میری. (یه کلاس میرم برای گلستان خوانی،اون جا توضیح دادن که خرامان در اصل خورامان هست،به اشتباه خرامان گفته میشه،گفتم شما هم بدونید شاید یه گره ای تو زندگیتون باز بشه)

خلاصه گشتم یه کفش مشکی راحت و اسپرت پیدا کردم و گذاشتم.حالا باید یه کیف پیدا کنم.کیف های مجلسی کوچک هستن و جای خیلی کمی دارن،یکی از معضلات جا دادن عینک آفتابی،کیف پول و کلید و موبایل تو این کیف هاست،هر چی بالا و پایین کردم فقط موبایل جا شد و مقداری پول.قید این یکی رو هم زدم.یه کیف راحت مشکی که از کیف های معمولی کوچکتر و از کیف مجلسی بزرگتر رو برداشتم.

بدین گونه من راحت ترین عروسی عمرم رو رفتم،


از اون جا براتون بگم که خانم های جوان اغلب با شکل های مثل هم،بینی های مثل هم ، و آرایش های مثل هم حضور داشتن.از همه بدتر کفش ها بود.با کفش های پاشنه بلند انقدر بد و زشت راه میرفتن که به جای خرامیدن شما به یاد راه رفتن اردک میافتادید،دلیلش هم این هست که ما در زنگی عادی خودمون از این کفش ها نمیپوشیم،وقتی برای چند ساعت میپوشیم نتیجه این میشه.

نظرات (10)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
آمدیم
آپلود ندیدم!

آیا این رکورد هندی هم چاخان است؟
http://www.pocket-encyclopedia.com/?p=1640
ready up و منتظر حضور سبزتان
سه‌شنبه 26 بهمن 1395 ساعت 17:47
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اومدم،چه عجب.
سلام سهیلا خانم
هنوز از عروسی بر نگشته اید؟
دوشنبه 25 بهمن 1395 ساعت 22:28
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شیرین خانم انقدر اتفاقات عجیب این چند وقت افتاده که شدم گنگ خواب دیده من عاجزم زگفتنو خلق ازشنیدنش
امیدوار شدم فکر نمی کردم کسی انقدر تو این مورد شبیه من باشه
چهارشنبه 20 بهمن 1395 ساعت 23:44
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فک کنم امثال ما کم نیستن،فقطدیده نمیشن،اون طرفی ها بیشتر دیده میشن.
با وجود اینکه اینقدر از مضرات کفش پاشنه بلند حرف میزنند ,نمیدونم چرا بعصی خانم ها اینقدر علاقه داارند. من قبلا هم که این مشکلات را نداشتم, حد اکثر کفش پاشنه 5 سانتی میپوشیدم اون هم برای بعضی جاها.
از دیدن ادم های شیک پوش خوشم میاد,به شرطی که خودشون باشن 'نه کپی صد نفر دیگه
شنبه 9 بهمن 1395 ساعت 11:17
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا،بعضی ها خانم بودن و شیک بودن تو ذاتشون هست،ولی بعضی ها فقط ادا در میارن،تحملشون سخته.
چقد مهمونی رفتن این مدلی میچسبه
جمعه 8 بهمن 1395 ساعت 20:09
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا،به من که خیلی چسبید،چقدر هم خوش گذشت
من فکر میکردم فقط من این مشکل دارم
دوشنبه 4 بهمن 1395 ساعت 15:22
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فکر کنم خیلی ها این مشکل رو دارن
«...خیلی مهم است که یک نفر ، فقط یک نفر ... »
کمی مکث کرد ، انگار بغض راه گلویش را گرفت ، اما زود به خودش مسلّط شد .

« ... یک نفر توی دنیا، آدم را از تهِ دل دوست داشته باشد. میفهمی ؟ حتّی اگر بد دوست داشته باشد، یعنی از طرزِ دوست داشتنش خوشت نیاید .»
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 08:29
امتیاز: 0 0
پاسخ:
کاش همه اون یه نفر رو داشته باشن
سلام
چقدر روحیات من و شما بهم شبیهه...دقیقا منم مثل شما فکر میکنم...از تجملات بیزارم...هر جورش که میخواد باشه...عروسی رفتن که دیگه وای وای...از مقولات استرس اور زندگیمه...موهامم الان مدتهاست رنگ نکردم چون تجربه بد یکی از دوستانم باعث شد هوشیار بشم ...اون هر 40 روز یه بار باید ریشه موهاش رو رنگ میگرد..موهاش مش هست...متاسفانه پارسال از یه بریدگی کوچیک انگشتش که به چرک و عفونت کشید و اونقدر ادامه پیدا کرد که دکترها دستور آزمایش خون دادن و با کمال تاسف معلوم شد سرطان خون هست و تماس زیاد با مواد رنگ مو یکی از عوامل تشدیدش بوده...
شنبه 2 بهمن 1395 ساعت 21:42
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چقدر بد،آدم همش فکر میکنه اگر رنگ ننیکرد شاید قضیه جور دیگه ای پیش میرفت.هیچ وقت نسبت به مواد شیمیایی حس خوبی ندارم.
سلام.روزتون بخیر.من همیشه از صفحه عمو بهتون سر میزنم و مطالبتونو میخونم.
راستش میخواستم بپرسم از عمو خبر دارین؟بهشون ایمیل هم زدم اما جواب ندادن.چون فردا تولدشون بود یادشون افتادم و گفتم از شما بپرسم.امیدوارم حال خودشون و زنعمو و سیبیلچه خوب باشه.ممنون که وقت گذاشتید و پیغامم رو خوندید.
شنبه 2 بهمن 1395 ساعت 15:01
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام،ممنون،خیلی وقته نمینویسن،منم بی خبر هستم.
جالبه من با کفش پاشنه بلند د رحد7سانت خیلی قشنگ راه میرم.البته چادر ی هستم چند وقت پیش با چند نفر داشتیم پیاده جایی میرفتیم.کفشم پاشنه بلند بود یهو یکیشون بهم گفت چقدر با ناز راه میری .بد گفت خیلی بهم برخورد بهش گفتم کلا راه رفتنم اینجوریه.از اون موقع کفش پاشنه دار رو برای استفاده روزانه کنار گذاشتم .فقط وقتی با ماشین میرم جایی میپوشم.خیلی ناراحت شدم.میترسم تحریک کننده بشه.
شنبه 2 بهمن 1395 ساعت 13:18
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوش به حالتون،من که اصلا نمیتتونم،معمولا اعتماد به نفس خوبی دارم ولی با کفش پاشنه دار از دست میدم،