سلام. خیلی وقته سر نزدم. خوب کار هنری رو شروع کردم.نشستم و روی لباس هام گل و بته میکشم. عشق میکنم وقتی یه گل یا طرح میکشم.خدا رو شکر اموراتم هم میگذره. خیلی میخوام بنویسم اما میرسم اینجا میشم گنگ خوابدیده. راه میافتم انشاله.
اگر شما هم درگیر رابطه ای هستید که تمام فکر و ذکرتان را به خود مشغول کرده، بدانید که ریشههای این مشغله ذهنی، گاه به جای عشق "هراس" بوده است.
زنانی که اضطرار گونه و بیش از حد تناسب محبت میکنند پر از هراس هستند، هراس از تنها شدن، هراس از اینکه کسی آنها را دوست نداشته باشد، هراس از اینکه ارزشمند نباشند، نادیده انگاشته شوند و فراموش گردند. ما عشقمان را ارزانی مردها میکنیم به این امید که به پایان هراس برسیم. اما اگر محبت تولید محبت متقابل نکند به هراسمان اضافه میشود. وقتی با روشی که انتخاب کردهایم به خواسته خود نمیرسیم بیشتر محبت میکنیم و گرفتار عشق بی تناسب میشویم.
«وقتی بسیاری از ویژگی ها، ارزشها و رفتارهایش را نمی پسندیم و با این حال با آنها کنار می آییم و فرض را بر این می گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علقه مند نشان دهیم می توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی جهت هستیم و عشق بی تناسب داریم.»
«دوست داشتن بیش از اندازه به معنی مهر داشتن به مردان پرشمار و یا زود به زود عاشق شدن و یا داشتن مهر عمیق نیست. در واقع معنایش این است که پیوسته به همسزمان فکر می کنیم و اسمش را عشق می گذاریم و اجازه می دهیم تا احساسات و رفتارمان را کنترل کند. می دانیم که به سلامتی مان لطمه می زند، می دانیم که احالمان را خراب می کند و با این حال نمی توانیم از آن دست بکشیم. معنایش این است که شدت عشقمان را با زجر و عذاب و شکنجه ای که تحمل می کنیم اندازه می گیریم.»
«زنانی که مهر بیش از اندازه می ورزند به انسجام و تمامیت خود در روابط عاشقانه بی توجهند و می خواهند رفتار طرف مقابل را تغییر دهند، می خواهند کاری کنند که او احسسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کند و گاه برای عملی کردن خواسته های خود راههای سلطه جویانه ای انتخاب می کنند»
کتاب زنان شیفته
رابین نوروود
روانشناسی محبت بی تناسب
عادت دارم از روی تبلت قران میخونم.شب احیا شوهرم صدام کرده میگه تبلتت رو بذار سرت بیا.
میگم چرا؟ میگه میخواهیم احیا بگیریم
اغلب افراد در ارتباطات، دارایی خود را به رخ دیگران می کشند. اگر قلدر باشند، آن را به رخ دیگران خواهند کشید و اگر فرد، ورزشکار باشد، ورزشکار بودن خود را و اگر عاشق باشد، عشق خود را و دانشمند، علم خود را و ...همه و همه سعی در تحمیل دارایی خود خواهند کرد!
اگر قرار است، هر کاری را که می کنیم، برای به رخ کشیدن باشد، باید بدانیم که جز رنج و حسادت چیز دیگری نصیبمان نخواهد شد، زیرا انگیزهء نفسانی، کیفیت کار و عمل را منفی می کند!
اگر باز نتوانستیم بر نفس خود غلبه کنیم، بهتر آن نیست که عشق خود را به رخ دیگران بکشیم، تا جاهلیتمان را؟!
قاسم سلطانی