یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

مهربانی




د  ر وجـــود هــــر مــــرد،
پسربچه‌ ی چهارساله‌ ی ببین ...
که از تو فقط مهربانی و توجه می‌خواهد،
در آغوشش گیر، نوازشش کن...
خیالش را راحت کن که هستی،
جایی نمی‌روی،
طوری رفتار کن که اطمینان حاصل کند !!!
مردهای دیگر برایت مهم نیستند،
وقتی با نگرانی مسیر نگاهت را دنبال می‌کند
برگرد و به لبخندی مهمانش کن و بگو، به زبان بیاور:
من فقط تو را می‌بینم !
در این میان مردی متولد خواهد شد ...


 
ادامه مطلب ...

هورا

بالاخره هفته گذشته کار بیمه تموم شد. حالا اگر عمری به دنیا باشه شاید بتونم بازنشستگی بگیرم.

با بیمه 12 درصد قرارداد بسته شد که با حداقل حقوق تقریبا ماهی 90 و خورده ای درمیاد.


خدا رو شکر.البته برخورد ها در شعبه و کارگزاری بسیار خوب بود ولی بی اطلاعی مراجعان از قوانین کارها رو عقب میانداخت. در صورتی که من قبل از شروع سعی کرده بودم قوانین رو بخونم و بی اطلاع هم نبودم ولی هر بار با موضوع جدیدی مواجه میشدم.


نکته بعدی این بود که هم در کارگزاری قرارداد میبستن و هم در شعبه. به نظر میامد که این دو با هم رقابت دارن به جای همکاری.که این وسط متاسفانه ارباب رجوع اذیت میشد.


مثلا کاری که میشد به یه تلفن دو همکار حل بشه با چند بار رفت و آمد ارباب رجوع حل میشد. کار انجام شده هم زدن یه دگمه در کامپیوتر بود.


خلاصه از ما که گذشت . خدا رو شکر. حالا تا موقع بازنشستگی با چه چالش هایی مواجه بشیم.

بیمه 4

شاد و خوشحال قدح باده به دست رفتم بخش سوابق گفتم این سوابق منو لطفا چک کنید. نگاه کردن . گفتن نیومده.

دیگه شاخ هام داشت میزد بیرون. پرینت خودم رو نشون دادم و گفتم اومده اینه.گفتن نه سیستم ما با شما متفاوته. در سیستم ما هنوز نیومده.

خوب حالا چکار کنم.گفتن میل خودتونه اگه میخواهید به شعبه قبلی مراجعه کنید.

از اون جایی که چشمم ترسیده بود با برگه سابقه به شعبه قبلی رفتم. اون جا شماره گرفتم. خانمی پس از بررسی گفت به خانم کاف مراجعه کنید. خانم کاف برگه رو نگاه کرد گفت برید قسمت فنی. رفتیم فنی روش نوشتن پرونده موجود نیست. مارو فرستادن دوباره پیش خانم کاف. خانم کاف امضا کرد گفت برید پیش معاونت فنی. رفتیم طبف چهارم معاونت فنی . بنده خدا یه نگاه به برگه مون کرد. یه نگاه به سیستم پرسید چرا شما رو فرستادن این جا. توضیح دادیم. چند تا دگمه در سیستم زد و گفت تایید و ارسال کردم دوباره برید پیش خانم الف. رفتیم پیش خانم الف گفتیم معاونت اینجوری گفتن. دعوا کرد که مگه آدم برای این جور کارها میره سراغ معاون شعبه.

نمیدونستم بخندم ، گریه کنم یا جامه دران از اون جا فرار کنم.

خلاصه معذرت خواهی کردیم و بعد از حدود یک ساعت بالا پایین رفتن کارمون انجام شد.

البته فک کنم کار اصلی رو همون آقای معاون انجام داد که از حضورمون تعجب کرده بود.

تا این جا رو دارید که . خوب بدو بدو دوباره رفتیم شعبه اصلی . سوابق رو چک کردن و گفتن اومده.

خوشحال و اورکا اورکا گویان تا کارگزاری دویدیم.(سر بالایی کزایی رو که یادتونه) رفتم اون جا .

مدیر کارگزاری گفت خانم پ نیومدن و 8 روز مرخصی هستن و خانم ک که جایگزین ایشون هستند امروز مرخصی هستن. این جا بود که همسر شروع به داد و فریاد کرد. مگه نباید یه کارمند جایگزین داشته باشه . چن بار باید برای یه کار ساده بیاییم . بریم.خلاصه:

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

و همچنان جریان بیمه من ادامه دارد..

ادامه مطلب ...

بیمه 3

رسیدم خونه چند روزی فکرم درگیر بود .


بعد به این نتیجه رسیدم که میتونم اون 7 ماه بیمه رو دنبال کنم شاید تونستم زنده اش کنم.


از یکی از همکاران سابق مشخصات رو گرفتم و دوباره به سمت شعبه راه افتادم .


رفتم و دوباره درخواست جمع آوری سابقه دادم.دوباره گفتند 10 روز دیگه مراجعه کن.


یادم رفت بگم یه بار هم رفتم بعد از جمع آوری سابقه دفعه اول خانم کارمند قراردادها مرخصی بود 


و کلا برای قرارداد همه رو میفرستادن که هفته آینده بیاد. یعنی جایگزینی نبود که کار این خانم رو در نبودش انجام بده.


خلاصه بعدش هم با برگه آزمایش به درمانگاه تامین اجتماعی مراجعه کردم و خون دادم .


چهار روز بعد نتیجه آماده بود گرفتم و به پزشک مراجعه کردم. آقای دکتر گفتن شما باید نوار قلب هم بدید.


کلا هر وقت داخل محیط های درمانی میشم استرس میگیرم و ضربان قلبم بالا میره. فک کنید در اون وضعیت نوار قلب گرفتم.

دکتر بعد از دیدنش گفت فک کنم دستگاهشون خرابه. خیلی غیر عادیه.

شما برو بیرون از این جا نوار بگیر.صبر کردم .

چند روز بعد دوباره مراجعه کردم و شرایط رو برای دکتر توضیح دادم و بنده خدا قبول کرد .

برگه رو امضا کرد.این هم یک خان بود که گذشت. منظر روزی شدم که جواب درخواست بیاد.

خوشبختانه بعد از یک هفته میتونستم اون هفت ماه رو در سیستم خودم ببینم.

شاد و خوشحال از اینکه تمام سوابق هست به سمت شعبه راه افتادم.

البته اینبار با کفش ورزشی و لباس های راحت . شما یه چیزی در حد لباس های کارگری تصور کن.

حیف

دارم سعی میکنم آرشیوم رو از بلاگفا به این جا منتقل کنم.فقط حیف که نظرات دوستامو نمیتونم.حیف