یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

چشم زخم


** "چشـــم زخـــم" **

چشم های ما اگر حالمان خوب باشد، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمان بد باشد، دروازه ی انتقال انرژی منفی .

و اما چشم زخم چیست ؟؟




وقتی ما از درون حالمان خراب است و از بیرون می خواهیم نشان دهیم حالمان خوب ست، نتیجه



چیزی میشود به نام چشم زخم!




انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتواند انرژی اجسام را هم مثبت و منفی کند .

آدم هایی که مثبت هستند (فکر های خوب می کنند – روحیه عالی دارند) انرژی شان مثبت است.



آدم هایی که منفی هستند (روحیه داغونی دارند) انرژی شان منفی است.


چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.


هاله های انرژی در دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند ؛ چشم ها و دست ها .




راههای جلوگیری از چشم زخم :

استفاده از سنگ فیروزه و لباسهای آبی رنگ که دافع این اشعه مضر هستند .
سنگ نمک انرژی منفی محیط را جذب میکند ،استفاده از سنگ نمک در منزل و همراه خود توصیه میشود ،همچنین پاشیدن آب نمک در خانه امواج منفی ناشی از چشم زخم را از بین میبرد .
روشن کردن شمع و عود در پاکسازی و دور شدن نیروهای شر مفید است .
دود کردن اسپند 
وجود پرنده و گل تا 90% چشمهای بد را دور میکند .
خواندن آیه و ان یکاد...

رفاقت

روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.


ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد..




یکی از آنها سریع کفش ورزشی اش را از کوله پشتی بیرون آورد و پوشید.

دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود.

مرد اول به دومی گفت : قرار نیست از شیر سریعتر بدوم.

کافیست از تو سریعتر بدوم...

عید دیدنی

امسال با گردنبند و گوشواره های مریمی و کیف لیانای عزیز رفتم عید دیدنی.


به زودی عکس کیف ها رو میذارم

سال نو

عید همه دوستان عزیز مبارک

امیدوارم امسال سال خوب و پر آرامش ، پر از ثروت و سلامتی برای همه باشد

پزشکی 1

جونم براتون بگه پسر خواهرم تهران پیش مادرم زندگی میکنه . چن وقتی بود که کلیه اش درد میکرد . خیلی آزمایش داده بود و عکسی نبود که نگرفته باشه . آخرش گذرمون افتاد به یه بیمارستان مشهور و گرون که همیشه عمل های قلب مادرو اون جا انجام میدیم. تو نوبت نشسته بودیم . دیدم یه آقایی که به سختی راه میرفت و موهاش هم خیلی کم بود و البته سنش هم زیاد بود اومد تو . آقاهه به سختی راه میرفت در واقع یه پاشو کامل روی زمین میکشید. مسوول پذیرش جلو پاش بلند شد و احترام زیادی بهش گذاشت . معلوم بود که دکتر بسیار خوش نامیه که با وجود این همه ناتوانی هنوز بهش احترام میذارن . بعد از صحبت های اونایی که میشناختنش مشخص شد که دکتر بسیار ماهری بوده اما از اون جایی که اونم شامل قوانین انسان ها بوده پیری و بیماری اسیرش کرده . یعنی میخوام بگم به همین راحتی یه دکتر هم پیر میشه سرطان میگیره مریض میشه سکته میکنه و میمیره . کاش دکترا یادشون بمونه که انسان هستن و اینجوری نیست که همیشه مرگ برای همسایه باشه . خوب از اصل مطلب دور افتادم . داشتم میگفتم که تو نوبت نشسته بودیم. یه خانمی اومد هفت رنگ آرایش کرده بود. موهاش هم بصورت گنبدی بالا برده بود . با مسوول پذیرش سلام و احوال پرسی کرد. پسر خواهرم گفت فک کنم دکتره . گفتم نه بابا باید پرستار باشه . نوبتمون که شد رفتیم تو و در کمال حیرت دیدیم همون خانم دکتره . نشستیم تا شرح ما وقع رو بدیم . از همون اول خانم دکتر نصف حواسش به ما بود نصف حواسش به موبایل و صحبتش با طرف مقابل. بحثشون هم سر چکی بود که باید واریز میشده نشده یا...خلاصه نیم نگاهی به آزمایش ها و مدارک ما انداخت و گفت اینا قدیمیه باید جدید بندازین من دوباره ببینم شاید عمل داشته باشه و به همین علته که خوب نمیشه . ما کم مانده بود شاخ در بیاریم چون دکترای قبلی همه متفق القول بودند که میکروب باعث مشکل شده . با دارو برطرف میشه. نزدیک به پانصد هزار تومان عکس و آزمایش رو دستمان گذاشت و گفت مجددا به مطب برویم برای بررسی مجدد . وقتی جواب آزمایشها مشخص شد به چند دکتر دیگر هم مراجعه کردیم


ادامه مطلب ...