سلام.امیدوارم در آینده نزدیک دنیامون پروانه ای بشه.حالا فعلا که خرمگسی هست.خوب بگذریم.یه نفر میگفت شما که از اینستا بد میگی چرا این همه وقت میذاری براش.واقعیت این هست که برای من اینستا بهترین آموزشگاه بوده.مخصوصا در قرنطینه.تا قبل از قرنطینه یه بافنده ساده بودم.همون که از مادرم یاد گرفته بودم.ولی حالا به یمن وجود اینستا بافنده قابلی شدم.و همینطور آشپزی.و کلی مطالب مفید.فقط کافیه وقتی صفحه ای رو فالو میکنید از خودتون بپرسید فالو کردنش چه منفعتی برام داره.فقط برای سرگرمی هست یا واقعا چیزی به من اضافه میکنه.امروز میخوام یه پیج بهتون معرفی کنم که کار جالبی انجام میده.میره تو پیج های مختلف میچرخه و نقدشون میکنه.بهشون امتیاز میده.منم میرم تو پیج هایی که معرفی میکنه میچرخم.وبعضی هاشون رو که مفید هست فالو میکنم.فکر میکنم براتون جالب باشه.پیج متعلق به خانم غزاله دلفانی هست.متاسفانه اجازه منشن کردن نمیدن.
سلام.امروز میخوام یه خیریه معرفی کنم.اگر میخواهید بپرسید که آیا خودم رفتم ،خیر.یه خبرنگار هست به نام خانم آزاده مختاری@azadeh_mokhtari . ایشون یه گزارش مفصل درباره این خیریه در خبرگذاری رکنا نوشتن.میدونم الان همه مشکل مالی دارن.همه گرفتارن.هر طرف هم که میچرخیم برای انجام یه کاری پول نیاز دارن.یکی سمعک میخواد.یکی بخاری و کولر مدارس محروم رو میخواد تامین کنه...و همینطور برید تا آخر. البته خدا خیرشون بده که پیگیر کارها هستن.ولی این خیریه یه کم متفاوت هست.یادتونه گزارش دادن کسانی که برای معالجه میان تهران همراهانشون در خیابان اطراف بیمارستان دولتی زندگی میکنن.اگر روند معالجه طولانی باشه بعضی وقت ها ماه ها تو چادرها زندگی میکنن.در واقع غریب هستن.در تهران کسی رو ندارن تا در منزلش بمونن.حالا خیرینی پیدا شدن که یه خانه رو تبدیل به اقامتگاه این بندگان خدا کردن.فقط با افزایش هزینه ها یه کم احتیاج به کمک دارن برای ادامه مسیرشون.یه زمانی ما گرفتار و دردمند در بیمارستان یکی از شهرها بودیم.مردم تا میفهمیدن ما غریب و مسافریم به زور ما رو به خونه هاشون میبردن.لباس هامون رو میبردن میشستن و برمیگردوندن. یعنی درد بیماری باشه و غریبی و غربت هم بهش اضافه بشه.خیلی سخته. بیایید نشون بدیم ما تهرانی ها هم مهمان نواز هستیم.خواهش میکنم در حد توانتون بهشون کمک کنید.لازم نیست مبلغ زیاد باشه.ولی قبلش تو اینستا بهشون پیام بدید تا راهنمایی تون کنن. ممنون از خوندن این پست طولانی.❤
اول دی روز جهانی سوختگی بود.در راستای گرامی داشت این روز آن چنان انگشت شست دست چپ رو سوزوندم که دل مرغای آسمون به حالم گریه کرد. لطفا دیگه مناسبت روزا رو به من نگید.
دوستان برای خرید سمعک یه دخترhttp://yakroozeno.blogsky.com/1399/09/28/post-1155/یکبار-دیگه- کوچولو نیاز به کمک داریم.
سلام.با یکی از دوستان چت میکردم.زیر یکی از پست هاش نوشته بود برای خودم کادو تولد میخرم.من سالیان سال هست که برای خودم کادرو میخرم.کی بیشتر از همه میدونه من چی دوست دارم برای تولدم؟معلومه که خودم.تقریبا برای هر سال یه کادو از خودم دارم. فقط نمیدونم امسال چرا سه تا خریدم.(مدیونید اگر فکر کنید بخاطر اثرات قرنطینه است