سیاست و رانندگی در ایران ------ نوشته محمد ابراهیم باستانی پاریزی
سیاست خصوصا در ایران چیزی است مثل رانندگی در تهران , این کافی نیست که شما احتیاط کنید و به کسی نمالید دیگران هستند که به شما خواهند مالید ! همچنانکه در تهران هرگز گول چراغ سبز را نباید خورد , زیرا درست در همان لحظه که چراغ برای شما سبز است هیچ بعید نیست که وسط چهار راه یک تریلر 16 چرخ از خط قرمز رد شود و با سرعت 80 کیلومتر شما را در هم پرس کند درست مشابه اینکه مثلا ظل السلطان ادمی مثل حسینقلی خان ایلخانی بختیاری روستائی ساده دل را برای تماشای سان و رژه قشون به میدان شاه اصفهان دعوت کند و پس از پایان مراسم با هم به عمارت دولتی مراجعت کنند و نیم ساعت بعد او را و بچه هایش را زنجیر کند و همانشب ایلخانی را به وسیله لنگ حمام خفه می کند , چراغ از این سبز تر و تریلر از این سنگین تر میشود؟ به همین دلیل اغلب در مملکت ما توصیه می کنند که ادم بهتر است به سیاست نزدیک نشود که در حکم انست که ادم در چاه صد ذرعی مار گرفته باشد ! یا به قول دکتر صورتگر استاد خودمان , تماس با سیاست مثل انست که ادم در بیابان تور بیندازد تا شکار کند و در اخر کار یک خرس سیاه به تورش بیفتد ! شکاری که ادم نمیداند با ان چه کار کند ؟
یک مثل جالب هست که هرچند خیلی تمیز نیست ولی به هر حال قابل گفتن است می گویند اصفهانی به پسرش گفت :
فرزند اگر دیدی از کوچه بار ککه ( کود انسانی ) می اید زود برگرد و هرگز به بار ککه نزدیک نشو زیرا اگر به تو زند تو ضرر کرده ای و اگر تو هم به او بزنی باز هم تو ضرر کرده ای .
ﻟﺶ ﻭﻟﮕﺮﺩ ﺑﯿﮑﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺯﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺯﻧﺶ ﻋﺎﻗﻞ
ﻭ ﻣﺪﺑﺮ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺍﻗﺴﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﻭ
ﺣﺮﻓﻪ ﺗﺮﺍﺷﯿﺪ .
ﻣﺜﻼ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺒﺢ ﺯﻭﺩ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺁﻟﻮ ﺧﯿﺴﺎﻧﺪﻩ ﻭ
ﺩﺳﺘﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﻩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻣﻬﺎ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﻭ
ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻇﻬﺮ ﺁﺵ ﭘﺨﺘﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ
ﺩﻡ ﺑﺎﺯﺍﺭﻫﺎ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺼﺮ ﺳﯿﺮﺍﺑﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻝ
ﺷﺐ ﺑﺎﻗﻠﯽ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﺧﺮ ﺷﺒﺶ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﺭ ﻭ
ﺳﺒﺰﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﻪ ﺑﺮﺩﻩ ﺩﻡ ﻋﺮﻕ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﺮﻕ
ﺧﻮﺭﻫﺎ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ .
ﮐﻪ ﻧﺎﮔزﯾﺮ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺭﻭﺯﯼ
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﯽ ﻧﺰﺍﺭ ﻭ ﻻﻏﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ
ﺍﺣﻮﺍﻟﺶ ﺟﻮﯾﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ , ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻫﺎﺋﯿﺶ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ ﻃﻼﻕ
ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ :
ﻭﻗﺖ ﺯﻥ ﻃﻼﻕ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻧﮕﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ...
یک راز کوچیک ......!!!!!!
با زبون مثبت دیگرانو تشویق کنین.....
برای توصیف افراد از واژگان و عبارات نوید بخش استفاده کنید...
نوید پیروزی و موفقیت بدین و نظاره گر چشمانی باشین که از خوشحالی برق میزنه...
با شور و اشتیاق و انرژی مثبت ، صحبت کنین ....
به دیگران امیدواری بدین و حمایتشون کنین و در یک کلام
" قصر بسازید ، قبر نکنید "
سعید لطفی