یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

دوست داشتن

برای من 


دوست داشتن 


آخرین دلیل دانایی است


اما هوا همیشه آفتابی نیست


عشق همیشه علامت رستگاری نیست


و من گاهی اوقات مجبورم


به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم


چقدر خیالش آسوده است 


چقدر تحمل سکوتش طولانی ست


چقدر . . .

نیش

تصویر اول: مکان هایپر استار.خانمی در حال خرید سبزی


آقا سبزی ها خیلی ریز نشه


فروشنده : باشه خانم


بعد از چند دقیقه،آقا خیلی ریز نشه


فروشنده: همون بار اول هم فهمیدم چشم


خانم خریدار: بی شعوری همش جواب میدی اگه ریز باشه پول نمیدم من دارم پولشو میدم و ...


همینطور تا 15 دقیقه . مثل عقربی که دمشو بلند کرده برای نیش زدن


همش به بقیه مشتری ها هم نگاه میکرد تا اگر کسی صحبت کرد نیشش رو به اون هم بزنه


در صورتی که خیلی آروم میتونست درصورتیکه مطابق میلش نبود از تحویل


گرفتن جنسش خودداری کنه .





تصویر دوم:جلو در منزل


خانمی با مامور پست سر تحویل محموله پستی بحث میکرد.


در همان حال میخواست مامور را تکه و پاره کنه چرا که فلان محموله دیر رسیده


نرسیده یا نمیدونم چی شده.



با تعجب به جریان خیره شده بودیم .


با توجه به میزان عصبانیت افراد حتی نمیتونیم برای اصلاح پا در میانی کنی


 این همون نیشی بود که صحبتش شد.


در حال رانندگی که زیاد میشه این صحنه ها رو دید.


سر یک مشکل کوچک میخوان همدیگه رو بدرن .


چه بلایی داره به سرمون میاد

برای آنان که خورشید در مشت و ابر بر پشت ، هرجا حقی ست می پوشانند...



پیش از آنکه انسان پا بر زمین بگذارد، خدا تکه ای خورشید . پاره ای ابر به او داد و فرمود: 

آی، ای انسان زندگی کن و بدان که در آزمون زندگی این ابر و این خورشید فراوان به کارت ...می آید.

انسان نفهمید که خدا چه می گوید ،پس از خدا خواست تا گره ندانستنش را قدری باز کند.

خداوند گفت : این ابر و این خورشید ابزار کفر و ایمان توست.

زمین من آکنده از حق و باطل است، اما اگر حق را دیدی ، خورشیدت را به در کش ، تا آشکارش کنی. آنگاه مومن

 خواهی بود. اما اگر حق را بپوشانی ، نامت در زمره کافران خواهد بود.

انسان گفت: من جز برای روشنگری به زمین نمی روم و می دانم این ابر هیچ گاه به کارم نخواهد آمد. 

انسان به دنیا آمد ، اما هر گاه حق را پیشاروی خود دید، 

چنان هراسید که خورشید از دستش افتاد. حق تلخ بود ، 

حق دشوار بود و ناگوار. حق سخت و سنگین بود انسان حق را تاب نیاورد.

پس هر بار که با حقی رو به رو شد آنرا پوشاند ، تا زیستنش را آسان کند. 

فرشته ها می گریستند و می گفتند حق را
 نپوشان، حق را نپوشان. این کفر است. 

اما انسان هزار سال بود که صدای هیچ فرشته ای را نمی شنید. انسان کفر

 کرد و کفر ورزید و جهان را ابرهای کفر او پوشاند.

انسان به نزد خدا باز خواهد گشت. و خدا خواهد گفت:

قسم به زمان که زیان کردی "حق نام دیگر من بود".

عرفان نظر آهاری

رابطه

من رابطه هایی را دوست دارم که دو طرفه اند،


هر دو میکوشند برای ادامه دار شدنش،


هر دو خطر می کنند،هر دو وقت می گذارند،


هزینه می کنند،هر دو برای یک لحظه بیشتر، 


در کنار هم بودن با زمان هم میجنگند،


من عاشق رابطه های دو طرفه ام. 


رابطه هایی که برای هر دو طرف ادامه اش، 


باارزشترین چیز دنیاست.


برای هر دو …

بدون نیش

وقتی دلت از کسی پره


وقتی حقت رو خوردن


وقتی عزیزی رو ازت گرفتن


وقتی درکت نمیکنن


وقتی بهت تهمت میزنن


 برای گرفتن حقت یا خنک شدن دلت 


میخوای با تمام قوا نیشت رو تو تن طرف فرو کنی


اما نیش تو ممکنه خیلی بیشتر از حقت فرو بره


پس مراقب باش


حتی برای گرفتن حقت 


بدون  نیش جلو بری