| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
از برنارد شاو پرسیدند: از کی احساس
کردی پیر شدی؟
گفت: از وقتی که به یک خانوم چشمک زدم بعد
اون خانوم از من پرسید : آشغال رفت تو چشمتون.
پدر همان دیوار بلندی بود که بر سرم سایه میانداخت و تکیه گاهم بود .
وقتی که نبود آفتاب روزم را سوزان کرد و بی پناهی شبم را تار
یکی پرسید از آن گم کرده فرزند
که ای روشن روان، پیر خردمند
ز مصرش بوی پیراهن شنیدی
چرا در چاه کنعانش ندیدی
بگفت احوال ما برق جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است
گهی بر طارم اعلا نشینیم
گهی تا پشت پای خود نبینیم
ستم کش گر بسازد با ستم هایی که میبیند نگه دار ستمکار است
صبوری کردن فایده نداره وقتی مردی در جلسه ی مشاوره بگه ، همینه که هست اگه بی توجهی بهم بکنه، منم می رم با دخترا دوست می شم و خبلی راحت تایید کنه خیانت خودش رو بعضی حرفارو نباید زد این اسمش تهدید نیست، این اسمش شکستن قلب یه زنه مهردادآقاجانی
بعضی پرده هارو نباید درید
بعضی حرمت هارو نباید شکست