پیشول خان گوشش عفونت کرده بردیم دکتر،بهش قطره و آنتی بیوتیک داده.بماند که چه کار سختیه ریختن قطره و دادن شربت بهش.دو نفر باید باشیم،سه نفر باشیم بهتر،یه نفر دست و پاش رو میگیره،یه نفر سرش رو و با دست دیگه اش آروم دارو رو با سرنگ بهش میدیم.انقدر سخته و کشتی میگیریم که بعدش پیشول دو ساعت میخوابه.
روز اول که هیچ،شب دوم من یه دسته گلی به آب دادم،هنوز هم خنده ام میگیره،هم برگام میریزه.وظیفه آماده کردن سرنگ با من هست،اومدم سرنگ رو آماده کردم و قهرمانانه ریختیم تو حلق زبون بسته،اومدم بذارم تو یخچال،دیدم دو تا شیشه هست،عینکم رو زدم دیدم ای دل غافل ،به زبون بسته شربت آلومینیوم ام جی دادم،انقدر هول کردم،به دکتر زنگ زدم،وزن و مقدار دارو رو پرسید،گفت اشکالی نداره،مشکل براش پیش نمیاد.
خلاصه که خیلی ترسیدم،نتیجه اخلاقی این هست که همیشه عینک بزنید.
من و خدا از قدیم سر شوخی رو با هم باز کردیم.کافیه من برم بالای منبر،بگم،خلایق فلان کارو نکنید،به این دلیل.چند وقت بعد خودم اون کارو میکنم،با دلیل.
مثلا،من از گربه میترسیدم،بعد پسرم گربه به سرپرستی گرفت،غذا پختم براش،کم کم ترسم ریخت.خلاصه با هم جور شدیم.ولی همیشه میگفتم خوب گربه است دیگه،حالا مرد هم که مرد،یکی دیگه،آدم که نیست.دور از جون،زد و گربه سالم و جنگجومون مریض شد،نخیف شد،جلو چشممون مرد.آی ما گریه کردیم با پسر بزرگه،هی گریه کردیم،هی عکس دیدم،فیلمش رو دیدیم .خلاصه که براتون نگم.
تا این جا رو داشته باشید.
این پیشول ما،خیلی نجیب هست،آرومه،نژادش اسکاتیش هست.بسیار جنتلمن.وقتی براش غذا میذاریم،اول محل نمیده،بعد خیلی آقا منشانه نزدیک میشه و بسیار با کلاس غذا میخوره.انقدر محترمانه رفتار میکنه،که ما همش با فعل جمع باهاش حرف میزنیم.
سلام،حال شما چطوره،غذا رو دوست داشتید.
نه گاز میگیره،نه به اونصورت چنگ میزنه.وقتی ناخن هاش بلند میشه،پسر بزرگه میگیره.حتی اون موقع هم رفتار خشونت آمیز نداره.یه کم تلاش میکنه از دستش فرار کنه،وقتی نمیشه تسلیم میشه،بعد که کار تموم شد،میره نیم ساعت یه جا کز میکنه،در واقع قهر میکنه،بعد از نیم ساعت میاد بیرون،دوباره خودش آشتی میکنه.
خلاصه دلبری هست برای خودش.
داستان اون یکی پیشول رو هم که از دست دادیم براتون تعریف میکنم.خیلی دردناک بود.چقدر من و پسر بزرگه گریه کردیم.
هیچ وقت فکر نمیکردم انقدر غصه بخوریم.
سلام،بعد از عیدتون مبارک.یه مدرسه جلو خونه مون هست.الان پر از بچه ها شده.انقدر قشنگه،شور زندگی در هوا موج میزنه.پیشولمون از صبح میشینه دم پنجره تا تعطیل بشن برن خونه هاشون.ان شاءالله همه شون سالم باشن و بیماری سراغشون نیاد.
گربه داران محترم،یه سوال،گربه رو حمام کنیم،یا نه،پسرم هنوز رضایت نداده،البته این که خود پیشول خان هم راضی نیست دخیل هست.
نمک هم گویا مقدار کمش ایراد نداره.
قبلا دکتر گفته بود بهش ندیم.ولی همش کف کفش هامون رو لیس میزد.فکر کردم شاید به نمک نیاز داره.یه کم به غذاش اضافه کردم.
ممنون از راهنمایی های خوبتون.
میدونید،یه کشف جدید کردم،گفتم تا سرد نشده بیام بگم و برم.آدم ها ،مثل گل که به نور نیاز داره تا زنده بمونه،به محبت کردن و محبت دیدن،نیاز دارن.
میتونه خانواده باشه،میتونه گل باشه،میتونه دوست باشه،یا حیوان خانگی،برای سالم موندن،برای خودتون منبع محبت پیدا کنید،عشق بدید و بگیرید.باشد که از رستگاران باشید.
همین دیگه.