دوستان قالب رو عوض کردم ببینم فرقی میکنه یا نه.
کلا نظر داشتن برای هر چیزی خیلی خوبه . کلا آدمی به نظراتش شناخته میشه . من از وقتی اومدم اینجا نظرات پست هام خیلی کم شده . شاید به قالب مربوط میشه. دوستان اگر نتونستن نظر بدن پیغام بذارن یا در اون وب بلاگفا نظر بذارن . ممنون

اگر مثبت فکر کنید :
صدا تبدیل به موسیقی ،
حرکت تبدیل به رقص ،
لبخند تبدیل به خنده ،
ذهن تبدیل به مراقبه ،
و زندگی تبدیل می شود به جشن...
همینطور برعکس..!
چراکه ذهن قادر است از بهشت جهنم و از جهنم بهشت بسازد ؛
پس ،
لطفا ،
افکارتان را جدی بگیرید

یکی اتفاقی پولدار میشه . . .
یکی اتفاقی عاشق میشه . . .
یکی اتفاقی از بانک ماشین برنده میشه . . .
منم اتفاقی هِی چاق میشم
همه ما الگوهایی داریم که از اون پیروی میکنیم .
الگو هایی که حتی از بودنشون هم خبر نداریم .
در خانواده ما ، مادر بزرگ مادری من شیر زنی بوده که هم اختلافات فامیل رو حل و
فصل میکرده هم پای ثابت خواستگاری ها و موضوعات مهم فامیل بوده.
خدا رحمتش کنه قبل از تولد من به رحمت خدا رفت . اینطور که از حرفای بقیه
شنیدم گاه گاه دخالت هایی هم میکرده .
به هر حال این یکی از خصلت های قدرتمندبودن است که گاهی اوقات فکر میکنی
بقیه کمتر میفهمن . خلاصه مادر من آدم بسیار مهربان و سازشکاری هست .
با همه کنار میاد . اما شما اگر جلو چشمش خودت رو بکشی اصلا برنمیگرده بهت بگه چرا؟
البته حالا که سنش بالاتر رفته گاهی میگه چرا اینجور چرا اونجور ولی خیلی کم .
خواهرم تقریبا همینطوره . مطیع شوهر و اهل خانواده .
منم که براتون گفتم کلا یاغی. زیر بار حرف زور نمیرم . بقول گل پسر
وقتی آروم و بی صدا یه جا میشینی و نگاه میکنی داری یه نقشه ای میکشی.
بگذریم .
میخوام بگم مادرم از الگوی مادرش پیروی نکرده و شاید هم توانایی انجام اون
نقش قدرتمند رو نداشته . خواهرم از الگوی مادر پیروی کرده و منم که کلا متفاوت .
حالا شما از کدوم الگو پیروی میکنید . از الگوی اطرافیان یا عکس الگوی اطرافیان .
یا اینکه خودتون اختیار زندگی رو دست گرفتید و الگو شکنی کردید؟