
وبلاگ نویسی معمولا یه عمر مفید داره . برای بعضی ها طولانیه برای بعضی ها کم .
اولش میان تند و تند مینویسن .
همه چیز رو میگن . ناراحت میشن چرا کم بازدیده . چرا کامنت نمیذاریم .
بعد کم کم سرد میشن . از ترول ها خسته میشن . بی حوصله مینویسن .
اگر به دوستاشون احترام بذارن میان خدا حافظی میکنن .
اگر هم نه که همینجوری کرکره رو میکشن پایین و میرن .
انگار نه انگار که این مدت با هم بودیم .
گفتیم و زندگی کردیم . گاهی وقتا با ایمیل سراغی ازمون میگیرن که دمشون گرم . باز هم خوبه .
اما وقتی کسی میره که بره بدون توضیح بعد هم خبری ازت نمیگیره دلم میگیره .
عادت ندارم از کسی دلگیر باشم .
سعی میکنم دلخوری هام حل بشه بره .
از احساسات منفی کهنه خوشم نمیاد .
اما این یه کار بد جوری حسمو خراب میکنه .
حتی اگه وب جدیدشو پیدا کنم.
من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آنها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آنها همدیگر را دوست دارند نمىباشد.
یادداشتی از نلسون ماندلا
ﻭﺍﮐﺮ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﯼ ﻭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﺎﯼ ﻣﮑﺰﯾﮑﯽ ﻭ
ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ ﺑﺎﺷﻪ،
ﺑﻌﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﺧﺎﺭﺝ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺑﮕﺮﺩﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﻭﻍ ﺁﺑﻌﻠﯽ ﻭ
ﺷﺮﺍﺏ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﻭ ﺷﺮﺑﺖ ﺳﮑﻨﺠﺒﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﭘﺎﯼ ﻗﺰﻭﯾﻦ ﻭ
ﺭُﺏ ﯾﮏ ﻭ ﯾﮏ!! |:
یادش به خیر ما که جوون بودیم شماعی زاده یه آهنگ داشت که میگفت:
ای دختر همسایه دیوار به دیوار
دستتو بده به دست من یک دو سه بشمار
نه یک بار که صد بار
بپر اینور دیوار
حالا باید به دوستان بلاگفا بگیم دستتون رو بدین و بپرین اینور دیوار