یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

مادر۱

مادر کلمه زیبایی هست.وقتی بهش فکر میکنی در ذهنت آرامش و محبت و عشق تداعی میشه.مادر یه لیدی به تمام معنی هست.همه کارش با آرامش و اصول خانم ها.از شانس بد یا خوبش خدا دو تا دختر بهش داد که دست هاشون رو با لباسشون خشک میکنن.اصلا هم ظرافت و لطافت خانمانه ندارن. همیشه با آرامش صحبت میکرد.حالا که مسن شده دائم برامون شعر میخونه و میخنده.متاسفانه یک ماهی بود که حالش خوب نبود.غذا نمیتونست بخوره. از ترس کرونا پسر خواهرم که باهاش زندگی میکنه بیمارستان نبردش. دو بار دکتر آوردیم بالای سرش که هر کدوم یه تشخیص دادن.کاملا از پا افتاده . هفته قبل خواهرم به بیمارستان بردش.اون جا تشخیص اولیه شون سرطان سینه استیج ۴ بود که به استخوان متاستاز داده.از اون موقع تا حالا مادر روی تخت افتاده.دیگه برامون شعر نمیخونه.خواهرم به تنهایی همراهش مونده.میگه میخوام خودم ازش پرستاری کنم.منم که یک نفر باید ازم مراقبت کنه.به درد کسی نمیخورم چون بچه کوچیکه بودم همیشه پای ثابت بیمارستان و بیماری بودم.. ولی حالا از دور غصه میخورم.فعلا روزگارمون اینجوریه .مگسی بود خرمگسی شد.

ماسک ۱

امروز میخوام دوباره درباره ماسک صحبت کنم.یه بار مصرف.به این نتیجه رسیدیم که ماسک یه بار مصرف سه بعدی پوشش بهتری داره.و ترجیحا استفاده بشه.بدنبال جستجو برای ماسک به شرکت معتبری که اسم و مشخصاتش روی جعبه درج شده باشه نرسیدم.از یکی از پیج ها که وسایل پزشکی هم داشت یه جعبه سفارش دادم.به نظر معقول بود.ولی روی جعبه نوشته بود New  face mask. اطلاعات زیادی نمیداد.جعبه  بیست و پنج تای اش هشتاد و هفت هزار و پانصد تومان که البته هزینه پیک هم داشت.همونطور که میدونید ماسک بهداشتی حتما و حتما باید سه لایه باشه. ماسک دو لایه برای محافظت از ذرات درشت هست.مثل گرد و غبار در کارخانه ها و خاک.برای ویروس ها حتما باید سه لایه باشه.لایه وسط meltblown (ملت بلون)خیلی مهمه.دیدید خیلی ها که کرونا گرفتن میگن ماسک هم زدیم فایده نداشت.شاید ماسکشون سه لایه نبوده و شاید لایه وسطی ملت بلون نبوده. دست بکار شدم .اول درباره ملت بلون تو گوگل گشتم.یه اطلاعات دست و پا شکسته پیدا کردم.یکی از ماسک ها رو بریدم و به لایه وسط رسیدم.امتحان کردم.روش های امتحان ملت بلون رو هم گوگل کنید.خوشبختانه درست بود.با خیال راحت استفاده کردم.

ادامه دارد...

 #ماسک_بافتنی_بهداشتی_ملت_بلون_کرونا_دومیل

این نه منم،نه من منم

وقتی که برای کنسر(اسم خارجیش با کلاس تره)جراحی شدم یه سوند داخلی هم برام کار گذاشتن.یه ماه بعد از عمل به دکترش مراجعه کردیم که گفت تا آخر شیمی درمانی نمیتونیم بهش دست بزنیم.ما هم مثل بچه های حرف گوش کن ولش کردیم و وارد جهنم شیمی شدیم.هفته قبل رفتیم بیمارستان کسری که وقت بگیریم برای عمل خارج کردن.باورم نمیشد این همه آدم تو لابی باشن.البته همه ماسک داشتن ولی فاصله اجتماعی؟نه والا.یعنی یه نفر مریض بود و عمل داشت سه یا چهار نفر دنبالش بودن.به قول یه بنده خدایی:چه خبرتونه؟یه "من "هست ترسو و لوس .پخه اش کنی وا میره.البته هیچ کس این من ترسو رو ندیده.یه گوشه سنگر گرفته بودم که از آدم ها فاصله داشته باشم.من ترسو همش زیر گوشم میگفت فرار کن برو.این شلوغی کرونا میاره.هنوز دیر نشده.دکتر میخواهی چیکار.ولش کن.یه "من"مامان هست درونم.اینجور موقع ها اون مثل حمیده خیرآبادی مرحوم میاد میگه خبه خبه چه خبرتونه.اگه تو فرار کنی شوهرت جلوتر از تو میدوه.از بس تو کارهای پزشکی دل نازکه.میخواهی عفونت کنه و تو عید گرفتار بشی.محکم بشین سر جات.بعد یه "من"شجاع و کله خر دارم.اون اومد جلو و گفت "من که بایست بمیرم چه بیایی چه نیایی"فوقش کرونا میگیری و سیستم ایمنی هم که نداری خلاص.ترس نداره که.خلاصه نشستم ویزیت شدم و قرار عمل گذاشتیم.این بار چون قرار نبود شب بمونم دوتخته گرفتیم شاید کمتر پیاده بشیم.اومدن بردن بیهوش کردن عمل کردن و تحویل اتاق دادن.به سبک دوستان افغان به همسر لبخند زدم و گفتم "پس آمدم". هم اتاقی یه خانم ۵۵ ساله بود که تومور معده داشت و یه هفته بود عمل کرده بود. اون خانم قشنگ میتونست مامان من باشه.باورش نمیشد یه سال ازش کوچکتر باشم.از شیمی خیلی میترسید.کلی براش گفتم.بعد هم گفتم میگذره و از این حرفا.در مقابل راه رفتن هم مقاومت میکرد.گفتم اگر راه زیاد بری بهتر میشی و مرخصت میکنن.اگر راه نری نگهت میدارن.طفلک تا اون جا بودم کلی راه رفت با دخترش. انقدر هم شر و ور گفتم براش طفلک همش میخندید.یاد حال و روز خودم افتاده بودم بعد از عمل. خلاصه سه میلیون هم به خیر و خوشی دادیم و برگشتیم.ان شاالله تمام بیمارها شفا پیدا کنن و برگردن به خونه هاشون.الهی آمین.

زادو بوم

سلام.روز خوبی داشته باشید.این عکس رو دیدم یاد فیلم زاد و بوم افتادم.تو سینما دیدم.انگار هزار سال قبل بود.بسیار فیلم زیبایی بود.پر از مفاهیم زیبا.مناظر زیبای قشم.البته جادوی سینما هم بود.تاریکی و پرده عریض.هی روزگار.انگار هزار ساله شدم.خوب امروز یه پیج برای خرید روتختی معرفی میکنم.قیمتشون مناسب بود.پول رو که پرداختم جنس رو به موقع تحویل دادن. کیفیتش هم خوب بود.جمعا سه بار خرید کردم ازشون.راضی بودم.بقیه اش رو خودتون برید تو پیجش ببینید.تو اینستا.

@eeddeeaall

تو وبلاگ عکس نیست.عکس یه بچه لاک پشت گوگولی زیر آب.

داروی جدید

اول این که اگر میدونستم طرفدارهای قورمه سبزی اینقدر زیادن همش از قورمه مینوشتم.و اما بعد.اون سری یادتونه درباره بیحسی دست و پام گفتم.وقتی رفتم پیش دکتر شیمی یه کپسول جدید برام نوشت.منم که مارگزیده رفتم تو اینترنت سرچ کردم.اسم کپسول گاباپنتین هست.دیدم یا علی.چقدر عوارض براش نوشته.دندان درد،درد لثه،اسهال،یبوست،تاری دید،عدم تعادل و....به فکر افتادم اصلا نخورم.کاش به حرف دلم بیشتر گوش کنم.تهش نوشته بود برای  همه عارضه نداره و ممکنه یک یا دو تا از این مشکلات براتون پیش بیاد.اگر دکترتون تجویز کرده حتما طبق دستور مصرف کنید.گفتیم چشم.مصرف کردم.البته دوزش زیاد بالا نبود.یکی از مشکلاتی که پیش آورده بود توهم شبانه بود.یه شب چشم باز کردم دیدم روی صفحه تی وی که خاموش بود یکسری عدد هست.همسر رو بیدار گردم ببین تی وی چی شده.بیچاره خواب آلوده دنبال یه چیزی روی تی وی میگشت.بعد هم روم رو اونطرف کردم و خوابیدم.یه بار دیگه هم باز بخاطر این که فکر میکردم از خونه همسایه صدای شیون میاد بیدارش کردم.آقای همسایه کرونا گرفته بود و بیمارستان بستری بود.توهم فوت اون رو کردم.خلاصه.بعد از یه ماه بی حسی کم شد ولی درد مفاصل شروع شد.دوباره رفتم سرچ کردم دیدم گفته اگر درد مفاصل شروع شد حتما به دکتر خبر بدید.خلاصه که اگر تا قبل از اون پاها آتش به اختیار بود الان مثل آدم های هشتاد ساله همه مفصل ها درد میکنه. البته تو خونه چیزی نگفتم.ولی از قبل که سرعتم کم بود.الان به حرکت لاکپشتی رسیدم.حالا غرض از گفتن این بود که آیا کسی تجربه این کپسول رو داره؟یه چیز بامزه بگم.وقتی همسر درباره توهم های شبانه میگفت،گفتم برو خدا رو شکر کن این چیزها بوده.اگر مثلا میدیدم  با یه دلبر خوشگل تو تخت هستی که چشمت رو درمیاوردم.حالا بیا و ثابت کن توهم بوده.