خوب دلم خیلی پره،یه تاکسی های خطی هست از ونک به تجریش،ماشالله همیشه هم مشتری دارن،کرایه شون 2600 تومن تعیین شده،یه مدت هست که 3000 تومن میگیرن.با یکیشون صحبت میکردم،البته انصافا راننده خوش اخلاقی بود،برای این 400 تومن اضافه دنبال بهانه تراشی بود،مثلا میگفت تاکسی رانی به ما ظلم میکنه،گفتم گنه کرد در بلخ آهنگری،به شوشتر زدن گردن مسگری
تاکسی رانی به شما ظلم میکنه،شما از من تاوان میگیری؟
خندید.بعد گفتم من از این 400 تومن نه فقیر میشم و نه پولدار،اما شما خودت حساب کن در یک روز چند تا 400 اضافه بر حقت قاطی مالت میشه.
قبلا از یه نرم افزار استفاده میکردن به نام فون پی. نرم افزار رو نصب میکنی و با اسکن بارکد روی بنر از شارژت کم میشه،نمیدونم چه مشکلی داشت که کنار گذاشتن،یه راه دیگه هم مثل اون یکی خطی ها که گفتم،میتونستن درخواست بدن از این دستگاه های کارت بلیط بدن بهشون.ولی براشون راحت تره که از مردم پول اضافه بگیرن،هیچ کس هم نظارت نداره.
1_ما مادرا موجودات عجیبی هستیم،انقدر بچه ها مون رو دوست داریم و به نظرمون تخم دو زرده میان که میخواهیم تو چشم همه فرو کنیم.از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان اصلا حوصله ذوق کردن به بچه ها رو ندارم،البته بغل کردن و بازی کردن و بوسیدن بچه ها رو خیلی دوست دارم،وجودشون شادی و زندگی میاره.ولی دیدن عکس ها حوصله منو سر میبرن.هر جا هم که ببینم تو اینستا آن فالو میکنم.
2_بر عکس پسر اولم که بسیار سفید و تپل و خوشگل بود،پسر دومی از همون موقع که دنیا اومد لاغر و سبزه بود،با چشمای بادومی و کشیده تا جایی که مادرم به مونگول بودنش احتمال میداد،ولی من که نمیدیدم،به نظرم قشنگترین و باهوشترین بچه دنیا بود.چه اطرافیان خوب و نجیبی داشتم که به روم نمیاوردن.فقط یه بار مادرشوهرم (که نور به قبرش بباره)پشت سرم گفته بود از سهیلا بعید بود چنین بچه ای بیاره.
3_البته مثل جوجه اردک زشت در جوانی جبران کرد.
4_تو پستی که بلا گ اسکای خورد(ازش نمیگذرم )نوشته بودم که استخر میرم.مشکلی که دارم این هست که وقتی برمیگردم اشتهای زیادی پیدا میکنم،کسی راه حلی بلده که بتونم کنترل کنم.
5_چرا فکری به حال کرایه تاکسی ها نمیکنن.بخاطر نبودن پول خورد همه اضافه میگیرن.حالا اون هیچی،توقع پول خورد دارن.
یه خطی سوار میشم که بهشون کارت خوان دادن.حتی اگر کارت اتوبوس هم نداشته باشی از کارت بانکی هم میشه استفاده کرد.وقتی سوار میشم انقدر خوشحالم که نباید معطل پول خورد بشم.کرایه اش 1100 تومن هست،وقتی به دلیل کارت خوان کار نکنه 1000 بر میدارن.خوب من 100 بهش بدهکار میشم.حساب کنید 10 تا مسافر به اندازه یه کرایه شون میشه.
مسولین لطفا رسیدگی کنن.
عنوان بالا یه کتاب هست از بولگا کف که من عاشق مرشد و مارگاریتاش هستم،این یکی کتابش هم خیلی خوب بود،نمیدونم این نویسنده های حسابی موضوعاتشون رو از کجا میارن که اینقدر ناب هست.
الان فهمیدم تو این وانفسای بی کامنتی یه کامنتم رو بلاگ اسکای خورده.نه اونپست استخرم رو با کامنتم خورده.ای داد.چه کنیم از دست این دنیای مجازی که بهش دل بستیم.
یه پست منتشر شده و یه پست چرکنویس که گذاشته بودم برای امروز.هر دو رو خورده.
خوب مشخص بود موش به خونه اومده،البته پسر بزرگه اعتقاد داشت چون تو اتاق اون هست احتمالا شیطان تاسمانی هست،که من اصلا نمیدونم چه جور موجودیه،پسر کوچیکه چند تا لباس نو خریده بود،بزرگه رو قسم میداد که در اتاقش رو ببنده موشه نره سراغ لباساش.منم قانون جدید وضع کردم.هر کس هر جا میره در رو باز میکنه،داخل میشه،سریع پشت سرش میبنده،یه خورده یاد زن دان افتادم،ولی چاره ای نبود،اینجوری حداقل تو اتاقا تردد نمیکرد.با پرس و جو از اینطرف و اونطرف فهمیدیم که چسبی هست بنام چسب موش،حالت کتابی داره،باز میکنیم،طعمه میگذاریم و سر راه موش قرار میدیم،توسط همسر خریداری شد و گذاشتیم تو اتاق،حدس من بر این بود که موش صحرایی هست ولی بسیار جوان و بی تجربه.
تقریبا یک ساعت بعد از داخل اتاق صدای دانگ و دونگ میومد.بازم همسر منو فرستاد به یک نقطه دور و خودش داخل اتاق شد،موش چسبیده بود و خودش رو به پایه صندلی میکوبید،با تمام سفارشاتم همسر هول شد و عکس نگرفت،انداخت تو کیسه و برد تحویل سرایدار داد.از بعدش هم بی خبرم،ولی یه لحظه که دیدمش شبیه رتتویی بود،حیف کاش آشپزی میکرد،نگهش میداشتم.