-
ما و تعمیرات
شنبه 26 تیر 1395 12:42
در پی جریانات قبل،طبیعی هست که همسایه ها بخوان برای دیدن و سر سلامتی بیان.ما هم متاسفانه بخاطر نبودن همسر در خانه دو تا از مبل هامون شکسته،یعنی ظاهرش سالمه ولی هر کس بشینه روش خونش پای خودش،فرو میره و معلوم نیست چه جوری باید در بیاد.رویه مبل ها هم باید تعویض بشه.بصورت اورژانسی با دو نفر تماس گرفتیم که هر دو در همسایگی...
-
رو سر بنه به بالین 3
جمعه 25 تیر 1395 23:08
-
مشق شب.
پنجشنبه 24 تیر 1395 12:42
یکی از فیلم های فوق العاده کیارستمی که در سینما دیدم مشق شب بود،گل پسر 3 سالش بود،هر دو چقدر این فیلم رو دوست داشتیم.خدا رحمتش کنه.
-
رمز
چهارشنبه 23 تیر 1395 12:29
دوستانی که به وبلاگ سر میزنن اگر رمز میخوان آدرس وبلاگ یا ایمیلشون رو بذارن تا براشون بفرستم.
-
مردن
چهارشنبه 23 تیر 1395 09:06
ادما مُرده هارو خاک نمیکنن در اصل میکارنشون ، چون یه روز قراره همه از زیرِ خاک در بیایم... #وطن #رادیو_کوچه_شازده @RadioKoochehShazdeh
-
رو سر بنه به بالین 2
چهارشنبه 23 تیر 1395 08:47
-
رمز
شنبه 19 تیر 1395 17:21
رمز پست همون قبلیه.
-
رو سر بنه به بالین...
شنبه 19 تیر 1395 11:56
-
کجایند مردان بی ادعا
سهشنبه 8 تیر 1395 20:09
فیلم امروز ایستاده در غبار،من مرد نیکی رو میشناختم که در جنگ جان بر سر ایمانش گذاشت و رفت تا ما بمانیم، یادشان زمزمه نیم شب مستان باد تا نگویند که از یاد فراموشانند کلا فیلم های مربوط به جنگ رو نمیبینم،هنوز که هنوزه روح و روانم رو به هم میریزه،فیلم امروز انتخاب دوستم بود.ولی وقتی که دیدیم من راضی و خاموش بودم و اون...
-
کرگدن
دوشنبه 7 تیر 1395 15:30
عنوان بالا متعلق به مجله هفتگی هست،من که از خوندنش لذت بسیار بردم.گفتم بگم تا شما هم استفاده کنید. چرا کرگدن، و چرا گورخر نه؟ چرا کرگدن و چرا ضیغم نر نه؟ چرا اسب آبی و عنتر و گوسفند و پلنگ نه؟ چرا شترگاوپلنگ نه؟ اتفاقا بازار شترگاوپلنگی داغتر است؛ نیست؟ چرا بزمجه نه که اوضاعش از همه بهتر است و بازارش از همه داغتر و...
-
افطاری
پنجشنبه 3 تیر 1395 16:11
امسال ماه مبارک حوصله میهمانی افطار رو نداشتم،نه دوست داشتم که برم و نه میهمان دعوت کنم،همین جوری که با خودم غر غر میکردم یکی از دوستان برام پیام فرستاد،درباره گروهی که در شیراز هفته ای یک بار کودکان کار رو میهمان میکنن،اول شروع کردم با خودم گفتن که اینا مال شهر ما نیستن،بعد گفتم نکنه آدمهای مشکوکی باشن،بعد هم گفتم...
-
یک زمین
پنجشنبه 3 تیر 1395 16:05
_دوهفته پیش به میهمانی تولد پسر یکی از بستگان رفته بودیم، محل میهمانی در یکی از رستوران های شیک شرق تهران بود. بعد از سرو غذا ،گارسون ها غذاهای اضافه درون بشقاب ها رو که عموما کباب و جوجه بود با برنج هاش روانه سطل زباله میکردن،روی اون ها قوطی های نوشابه میانداختن،من تا این وضعیت رو دیدم قرص نانی که کنار دستم بود...
-
بارکد
سهشنبه 1 تیر 1395 15:48
فیلم این سه شنبه بارکد بود،سینما پر در سانس ساعت 1.فیلم جوان پسندی بود.اگر من تا حدود 30 سال داشتم برام خیلی جالب بود.فقط دیدن هنرپیشه زن فیلم که چاق و تپل شده بود مرهمی بود بر زخم دلم.آخه قدیما همش بهش حسودیم میشد انقدر لاغر بود.
-
Domgy
سهشنبه 1 تیر 1395 11:14
محققان ژاپنی (یا چینی )سگ روبوتی ساختن که بسیار مهربونه ، پارس میکنه،آواز میخونه ،کتاب میخونه،خودش هم میره سمت شارژرش شارژ میشه،با این حساب اگه زنده باشم شاید تا چند سال دیگه بتونم سگ داشته باشم.این قدم اول ،حالا تو نوبت دابی برسه. مهمترین حسنش شاید این باشه که به این راحتی نمیمیره،یکی از وحشت های من برای داشتن حیوان...
-
بچه داری
دوشنبه 31 خرداد 1395 08:56
الان یه برنامه دیدم درباره بچه داری. یه خانواده که سه تا دختر داشت،یه خانمی که تو شهر ها و کشورها می چرخه و نکات بچه داری و تربیتی به والدین یاد میده.بچه کوچک خانواده عادت کرده بود همش از سینه مادر شیر بخوره در واقع مثل پستونک عمل میکرد،در نتیجه مادر رو به بردگی شیری گرفته بود،یه خورده باهاشون سر و کله زد خانم...
-
عاشق ژاپنی 2
یکشنبه 30 خرداد 1395 17:52
کتاب رو تموم کردم،تقریبا 500 صفحه بود،چقدر زیبا بود.من متاسفانه به کتاب خوندن اعتیاد دارم،تا تموم نشه نمیتونم ازش دست بکشم.درباره یه خانه سالمندان در آمریکا بود،البته دولتی،بسیار کتاب خوبی بود،حتما بخونید.
-
عاشق ژاپنی
یکشنبه 30 خرداد 1395 07:54
عنوان بالا یه کتاب جدید هست که نویسنده اش ایزابل آلنده هست.من عاشق این نویسنده هستم. به نظرتون اتفاقیه که این کتاب داستانش در یک خانه سالمندان میگذره.
-
دلتنگی
یکشنبه 30 خرداد 1395 07:19
-
رمز
شنبه 29 خرداد 1395 17:58
مطلب پایین یه نوشته کوتاه هست،هر کس حوصله خوندن داره بگه تا رمز رو بدم خدمتشون.
-
من و دابی
شنبه 29 خرداد 1395 13:58
-
ژنتیک
شنبه 29 خرداد 1395 13:44
یه چیز دیگه هم بگم،متاسفانه تاثیر ژنتیک در مبتلا شدن به بیماری ها خیلی زیاده، حالا این که وگفتم یعنی چه؟ یعنی اگر شما پدر یا مادری داری که مبتلا به پارکینسون ،آلزایمر ،یا ... هست،شما به احتمال زیاد اون بیماری رو خواهی گرفت، اگر خوش شانس باشی قبل از رسیدن به اون سن با عزت و احترام به اون دنیا بری،که هیچ،بردی، وگرنه در...
-
چه جوری میشه
جمعه 28 خرداد 1395 06:59
دیروز 57 نفر از وبلاگم 267 بار بازدید کردن،چه جوری میشه،و چرا؟هنوز نفهمیدم.
-
پرستار سالمند
پنجشنبه 27 خرداد 1395 20:08
با خوندن این کتاب،یه فکری که قبلا داشتم و فراموش کرده بودم به خاطرم اومد، چرا ما دوره های کوتاه مدت نداریم که افرادی رو برای مراقبت از سالمندان پرورش بدیم، مثلا دوره ششماهه،که بدونن با سالمند آلزایمری چه جوری رفتار کنن، با سالمند پارکینسونی چی کار کنن، با سالمند دیابتی چه کنن،و... با توجه به بالا رفتن متوسط عمر،که...
-
پادشاهی پیر در تبعید
پنجشنبه 27 خرداد 1395 17:36
عنوان بالا اسم کتاب بسیار زیبایی هست که مشغول خوندنش هستم،کتاب درباره نویسنده جوانی هست که پدرش بیماری آلزایمر داره،رو به رو شدن و زندگی با این بیماری فرساینده رو به تحریر کشیده،از طاقچه میشه این کتاب رو دانلود کرد،
-
روبوت
چهارشنبه 26 خرداد 1395 10:03
دیروز رفتم کورش،اون جا یکی از آرزو های من رو گذاشته بود برای فروش،اولین آرزوم این هست که یه جن خونگی داشته باشم،دومیش اینه که یه روبوت جارو برقی داشته باشم،یعنی دومی رو بیشتر از اولی میخوام،شاید چون اولی امکان پذیر نیست،تا حالا کسی داشته،استفاده کرده،نظرتون رو میشه بگید. جرات خریدن بدون نظر هممسر رو ندارم،یه بخار شور...
-
این سه شنبه،...
سهشنبه 25 خرداد 1395 15:38
این سه شنبه،فیلم آدت نمیکنیم.فیلم خوبی بود فقط خیلی داد میزدن.کلا ساختار قشنگی داشت.در ضمن اگر میخواهید یه فیلم فروشش خوب بشه ، حتما یه چند روز تو ،،،قیف بکنیدش،والا ،امتحان کنید.
-
Dna
شنبه 22 خرداد 1395 07:59
چند وقتی هست که یه فیلم جالب تو دنیای مجازی میچرخه،حتما دیدید،که آدم ها بر عکس اهن و تلپشون که به نژادشون افتخار میکردن،معلوم شد در DNA خودشون چقدر از نژاد های دیگه قاطی دارن،یعنی همه این چیز هایی که بهش افتخار میکنیم هیچه،هیچ کدوم واقعی نیست،من ایرانیم من ترکم من کردم،کی میتونی ثابت کنه که نژادش با افغان ها و...
-
فرزند ،کشی
شنبه 22 خرداد 1395 07:01
پست قبلی درباره خود کشی بود،این یکی روی سخنم با والدین هست.والد عزیز،شما در مقابل فرزندت مسوولی،اگر اینقدر بهش گیر دادی و الکی به اسم این که میترسم فلان بشه و میترسم چنان بشه،عرصه رو بهش تنگ کردی که خواست از یه روزنه کوچک فرار کنه مسوولی.اگه فکر کرد با ازدواج از دست بکن نکن هات خلاص میشه مسوولی.یادمه پسر کوچکم مهد...
-
خود، کشی
جمعه 21 خرداد 1395 08:02
این مطلب رو برای اونایی مینویسم که بهش فکر میکنن.برای اونایی که فکر میکنن به آخرش رسیدن.برای اونا که فکر میکنن دیگه کاری ندارن.سن بلوغ و نوجوانی برای همه دوران سختیه.بدنت دچار تغییرات عجیب و غریب شده،دنیات کوچک و تنگه ولی مشکلاتت بزرگ،یه دفه انگار شروع میکنی به زبون چینی حرف زدن،چون کسی نمیفهمه چی میگی،هر چیزی هم که...
-
فقط برای تو
چهارشنبه 19 خرداد 1395 17:54
می دانم که این را میخوانی. میخواهم بدانی که من این را فقط برای تو نوشتم. بقیه ممکن است فکر کنند برای آنها هم هست. اما نه، این مخصوص توست. میخواهم بدانی که زندگی آسان نیست. هر روز یک مشکل غیرقابل انتظار با خود دارد. بعضی روزها همین صبحها بلند شدن از رختخواب هم سخت میشود. اما باید با واقعیت روبهرو شوی و باز لبخند...