دیشب ختم اون مرحوم بود. بخاطر نزدیکی با همسر سابقش و بچه هاش تو اوج شلوغی به مرکز شهر رفتیم. اولین بار بود که مسجد این جوری میدیدم. مسجدش درست بود ولی آدم های توش انگار اومده بودن مهمونی. دسته دسته با هم وسط مراسم حرف میزدن . باز دسته ای به سمت دیگه میرفتن و با هم حرف میزدن. برای پسرم تعریف میکردم گفت شاید صندلی کم بوده. گفتم نه صندلی ها خالی بود. تو دلم یه کم غر غر کردم. حالا با متوفی مشکل دارید. به احترام مادرش که داره خون گریه میکنه ساکت بشینید .و فاتحه بفرستید. فقط مادر و خواهر بزرگش خیلی گریه کردن. بقیه هیچ. دلم گرفت. یه لحظه خودم رو جای اون مادر گذاشتم. تقریبا یک سالی بود که از پسرش پرستاری میکرد. با این که خودش هم نحیف و پیر بود. وقتی هنوز مادر نبودم خیلی راحت گناه فرزند رو به پای پدر ها و مادر ها هم مینوشتم. ولی از وقتی خودم مادر شدم دیگه نمیشد. شاید والدین هم دخیل باشن که هستند اما بیشتر وقت ها هم انتخاب خود بچه هاست.
خدایا همه ما رو عاقبت به خیر کن و با رحمتت با ما حساب و کتاب کن نه با عدالتت.
متاسفانه باید اعتراف کنم که نمیتونم حرف های احساسی دلم رو خوب بزنم.متاسفانه بعضی وقت ها بسیار صریح و تند حرف رو بیان میکنم بدون این که بفهمم چی گفتم.بعد که از زبان طرف میشنوم تازه میفهمم چه کردم.نمیدونم چرا اون چیزی که میگم ا ن چیزی نیست که منظورمه.کاش میشد دل شکسته رو پیوند زد.ببخش و حلال کن که ناخواسته دلت را شکستم.
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
ممنون که پاسخ دادی.
پست پایان رو که یادتونه.پنجشنبه ظهر رفت به ملکوت خداوند.باشد که با بخشش اطرافیانش روحش قرین آرامش شده باشه.الهی آمین
یه پیشنهاد دارم.نمیدونم دوست دار ید شرکت کنید یا نه.خواهش میکنم تو بلاگ های خودتون هم انتشار بدید.نوشتن وبلاگ و خوندنش یکی از اون کارای فرهنگیه که ارتباط بین آدم ها رو تقویت میکنه.البته اینستا و تلگرام همکارایی خودشون رو دارن.مثل این که شما ویلا رو با یه آپارتمان 50 متری مقایسه کنید.یه ویلای دنج لب دریا که فقط مال خودت باشه یه کار انجام میده.یه آپارتمان 50 متری تو مرکز شهر هم البته کارتو راه میاندازه.در این حد که از کار بر میگردی مجبور نباشی خیلی راه طی کنی و زود به محل استراحت برسی.حالا همه رفتن به سمت آپارتمان و از ویلا غافل شدن.برای رونق دادن به وبلاگ ها بیایید از ناظر بودن دست بردارید.بخونید و نظر بدید.حتی اگر نظر هم ندارید سلامی بکنید و رد شید .یعنی صاحب وبلاگ بفهمه خواننده داره و خواننده اش کیه.شاید اینجوری وبلاگ ها رو از رکود در بیاریم.من از خودم شروع میکنم.باشد که همه گیر شود.
سلام.