وقتی دری بسته میشود ،
در دیگری باز میشود ،
ولی اینقدر با تاسف به درهای بسته نگاه میکنیم که:
از در های باز شده غافل می مانیم...
وینستون چرچیل ©
١- ﺷﻮﻫﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻳﮕﯽ ﺍﺯ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ دهید (ﺷﻌﻠﻪ ﺭﺍ ﻛﻢ ﻛﻦ)
٢ - ﺭﻭﻱ ﺁﻥ عشق و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻣﻴﺮﻳﺰﻳﻦ (ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﻴﻦ ﻏﺮﻕ ﻧﺸﻮﺩ)
٣- ﺑﺎ ﻛﻤﻲ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻃﻌﻢ ﺩﺍﺭﺵ ﻛﻨﻴﺪ (ﻛﻢ ﺑﺎﺷﻪ ﺗﺎ ﻧﮕﻪ ﺩﻳﻮﻧﻪ ﺍﺱ)
٤- ﻣﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﺎﺷﻘﻲ ﺍﺯ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﻫﻢ ﺑﺰﻧﻴﻦ (ﺑﺎﻳﺪ ﺗﺤﻤﻞ ﻛﻨﻲ)
٥- ﺑﺎ ﺩﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﻣﺤﻜﻢ ﻛﻦ (ﺗﺎ ﺟﺎ ﺑﻴﻔﺘﺪ)
ﻭ ٥ ﺍﺩﻭﻳﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻜﻦ :
ﺑﺤﺚ ﻧﻜﻦ!! ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻜﻦ!! ﻧﺤﺴﻲ ﻧﻜﻦ!!
ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ بی جا ﻧﻜﻦ!! ﻟﺠﺒﺎﺯﻱ ﻧﻜﻦ!!
ﻭ در آخر
ﺍﮔه ﻓﺎﻳﺪﻩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺩﺭﺏ ﺩﻳﮓ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ
ﻭ ﺷﻌﻠﻪ ﺭو ﺯﻳﺎﺩ ﻛﻦ ﻭ ﺑﺰﺍﺭ ﺑﺴﻮﺯﻩ ﻭ ﺑﭽﺴﺒﻪ ﺗﻪ ﺩﻳﮓ ﺑﺸﻪ ... :|
برای بچه ها عصرونه نون قندی با شیر گذاشتم . گل پسر اومده خورده . بعد میگه از خوردن نون قندی احساس عذاب وجدان میکنم.
من : چرا؟
گل پسر: آخه بچه که بودم پدر همیشه قصه نون قندی برام تعریف میکرد فقط نمیدونم چرا آخرشو یادم نیست.
من: آخه همیشه خوابش میبرد و آخرشو تعریف نمیکرد.
یه روز تو اتوبوس یه مادر و دختر سوار شدن . مادر هم سن و سال من بود دختر هم حدودا 19 تا 20 سال داشت . موقع پیاده شدن دختر رفت جلو که حساب کنه . مادر موقع پیاده شدن پاش پیچ خورد و سکندری رفت. دختر هراسون دوید اومد و پرسید چی شد. بعد هم که پیاده شدن مامانشو بغل کرد و چن ثانیه تو بغلش نگه داشت . مدیونید اگه فک کنید دلم خواسته.