انقدر این دکتر و اون دکتر کردم تا باالاخره رسیدم به این خانم دکتر.اتاق انتظار بزرگ.هوا جریان داره. صندلی ها با فاصله.خودش هم تقریبا نیم ساعت صرف هر بیمار میکرد.خوب معاینه میکرد.صدای ریه رو گوش میداد.به شدت با سی تی مخالف بود.میگفت ضرر داره.تحت نظر خودش دارو رو تزریق کردیم.وقتی قند بالا رفت خودش با تزریق پایین اورد.خدا رو شکر به خیر گذشت. وقتی دور و برم می بینم چه کسانی از دنیا رفتن،خدا رو شکر مبکنم همسر رو دوباره بهمون داد.
میگم،حالا که بو و مزه نمیفهمیم،به درجات بالای عرفان رسیدیم.غذا میخوریم که سیر بشیم.دیگه مهم نیست چی.وقتی کباب و نون و پنیر یه مزه بده.دیگه خاصیت وجودیش از بین میره.مثلا امروز دو تا کدو سرخ نشده ریختم قاطی گوشت.تبدیل شد به خورش کدو.سالم و بهداشتی.باید از این فرصت استفاده کنم به سالم خوری عادت کنیم.و البته راحت تر هم هست.
من:پسرم میری بیرون یه کیک خامه ای دو کیلویی بگیر.
پسرم:مامان جان زور بیخود نزن.پولم خرج نکن الکی.هیچی نمیفهمی از مزه اش.بذار خاطره اش برات بمونه.
دوستان،یک نکته کنکوری درباره این کرونا دلتا که هیچ کس بهتون نمیگه،ولی من رایگان بهتون میگم.این هست که،
این مدل نامرد بهتون مصونیت نمیده.یادتونه قبلی پادتن و مصونیت دو تا شش ماه میداد.این یکی زل میزنه تو چشمتون دوباره گازتون میگیره.
من با همسر گرفتم.سبک.در حد خارش گلو و سنگینی سر.سر ده روز هم با یه دلدرد و اسهال تموم شد.یه هفته بعد پسر کوچیه گرفت.عطسه و آبریزش و سرفه و سردرد.منم باهاش گرفتم.در واقع الان دارم دوره دوم رو میگذرونم.
خلاصه مصلحت آن است که اصلا نگیرید.
خوب بگذریم.دنبا همیشه همین بوده.فقرا بیشتر میزاییدن،فقرا بیشتر بیمار میشدن و از دنیا میرفتن.البته هر کسی خدایی داره،که در برابرش همه یکسان هستن،و مرگ برای همه است.
آدم دلش میسوزه از بی عدالتی های دنیا،ولی دنیاست دیگه.سرای امن و آسایش نیست.
حالا از جای خوبش بگم.تو خونه هیچ کس بو و مزه نمیفهمه.
در نتیجه هر آش شله قلمکاری بذارم جلوشون خوب و خوشمزه است.زیبا نیست.؟