#کتاب_کرونا_توکل
تو ایام عید دو تا کتاب ایرانی خوندم .آبنبات هل دار و آبنبات دارچینی .حتما بخونید .کلی هم خندیدم باهاش .
داشتم فکر میکردم چقدر بخاطر قرنطینه و کرونا خانواده مون به هم نزدیک شده. همش چسبیدیم نوک دماغ همدیگه .
دیگه این که به خدا نزدیک شدیم.خیلی زیاد. همش یا میگیم :انشالله بهتر میشی،انشالله خوب میشی،انشالله سبک گرفتی،یا میگیم خدا بهمون رحم کنه، خدا رحمتش کنه.
این پیج های تبلیغ رژ لب رو میبینم .خنده ام میگیره.کدوم لب، ما که همش پشت ماسکیم.
عوضش فکر کنم لوازم آرایش چشم کلی رونق گرفته باشه .
خلاصه :
هر چه پیش آید خوش آید
ما که خندان میرویم.
@zhuanchannel
حق طلاق و نصف کردن اموال از ارزشهای غربی هستند، اما شیربها و مهریه از سنتهای شرقی.
پسرها نباید تن به شترسواری دولا دولا بدن. یا باید زیر یک قرارداد تماما غربی رو امضا کنند، یا زیر یک قرارداد تماما سنتی.
قراردادهای هیبرید مثل مورد بالا، برای زندگی مشترک نیستند، بلکه برای زندگی مجردی طراحی شدهاند.
چون میشه طلاق گرفت، سکهها و طلاها رو به پول تبدیل کرد و گذاشت بانک و سودش رو به عنوان درآمد استفاده کرد، و در آپارتمان به نامشده زندگی کرد، و با ماشین به نامشده به گشت و گذار پرداخت.
یعنی یک زندگی مجردی راحت و بدون دغدغه مالی، بدون کار کردن.
مهم نیست که نهایتا این اتفاق میفته یا نه. مهم اینه که برای یک پروژه مجردی طراحی شده.
سنت برای این بوجود میاد که آدمها رو کنار هم نگه داره. اگه نمیتونه این کارو انجام بده باید بری بذاری سر کوچه.
@EricNotes
سلام سلام.روز زیبای بهاری داریم.اون دوست هنرمندم که پیج شیرینی داره, آموزش شیرینی کشمشی میده . که من عاشقشم.ولی حال ندارم بپزم. شما برید ببینید یاد بگیرید بپزید .
@vanillaaasweets
#شیرینی_خونگی_کشمشی_آموزش_سفارش_تهران
سلام سلام.برگشتم.دیشب دکتر بودم.یه لکه کوچولو مثل خال روی کبدم دیده شد.دکتر میگفت احتمالا چیزی نیست.نگران نباش.من از اولشم نگران نبودم البته.همینجور گیگیلی گیگیلی کنان دارم پیش میرم.دیگه آب که از سر گذشت چه یه وجب چه صد وجب.دوستانی که قبلا این تجربه رو داشتن همش هشدار میدن مبادا چاق بشی.راست میگن.وزن همینجور داره بالا میره.یه خورده جلوش رو گرفتم. چون آدم همش توهم داره که ضعیف شده،لاغر شده . والا این بیماری یکی از حسن هاش همین لاغر شدن.اینم مفت بدم بره که دیگه خسرالدنیا والاخره شدم.اومده بودم یه چیزای دیگه بگم.اینهمه گزارش کار دادم.
خلاصه براتون بگم الان بحث یه کودک بیمار تو اینستا بالا گرفته.من با خودم عهد کردم روی موج های احساسی اینستا سوار نشم.ولی یادم رفت و یه ذره شدم.اگر دوست دارید تو ایستا بزنید #دلارا تا درموردش اطلاعات جمع کنید.یه عده میگن میشد با آزمایش ژنتیک مانع شد از تولد این کودکان بیمار.بله میشد.ولی الان این بچه بدنیا اومده.حکایت همون وقت هایی هست که یه کار اشتباه میکنید بعد طرف میگه دیدی،من که گفته بودم. خلاصه یکی از جنایت های مهم تاریخ مخالفت با غربالگری و آزمایش های قبل از بارداری و ابتدای بارداری هست.این اثرش بعد مشخص میشه.از اون سازهاست که صداش بعد در میاد.اومدم یه سلام کنم کلی شر و ور گفتم.خوبه نمیخواستم حرف حسابی بزنم.یه چیز دیگه هم بگم.این جا رو خیلی دوست دارم.اینستا گول زنک هست.عکس های خوش آب و رنگ داره.زرق و برق داره.باور کنید بیشتر مردم عکس ها رو میبینن لایک میکنن میرن.ولی من آدم کلمه ای هستم.قربون معرفت شما.خواستم بگم دوستتون دارم.
دیشب خواب میدیدم برام واکسن زدن.انقدر احساسات متناقضی داشتم.هم خیلی خوشحال بودم.هم غصه میخوردم کاش بقیه رو هم بزنن.بعد میگفتم نکنه با منم مثل شهاب حسینی دعوا کنن.