عاشق میوه هستم.انقدر که وابسته به میوه هستم به غذا نیستم.از روز اول بیماری احساس کردم میوه از گلوم پایین نمیره.واقعا نمیتونستم بخورم.از همسر خواهش کردم آب بگیره.روزی یه بار آب گرفت.مکالمه های روزهای بعد به این صورت بود.خوب خودش رو میارم بخور.
نمیتونم .از گلوم پایین نمیره.ای بابا.آخر به پسر بزرگه اشاره کردم رفت ده تا آب میوه پرتقال بسته بندی گرفت و از حالت کویر گونه در اومدم.
دیروز همسر یه پلو پخته بود پر از زعفران و بدون نمک.پرسیدم چه جوری نمک ریختی توش.گفت:با نمک پاش دقیقا مزه شله زرد میداد..امروز با نظارت کامل غذا پخت.به پسر کوچیکه یاد دادم لباس بریزه تو ماشین و در بیاره پهن کنه.بار دوم اومده میپرسه مامان دوباره مایع بریزم؟فکر کنم از قیافه من فهمید.خلاصه اگر بیمار شدید و پرستارتون همسر و پسرها بودن هوش و حواس خودتون رو جمع کنید.خودتون رو دربست در اختیارشون قرار ندید.
سال نو داره میاد.فقط نمیدونم چرا همون جور که من بی حال و بی جون هستم اونم پاشو میکشه روی زمین لخ لخ کنان میاد.
چون از اول وایتکس کاری و الکل کاری کردم ریه هام حساس شد و به محض رسیدن بو به مشامم شروع به سرفه میکنم.این روزها زحمت آشپزی با همسر جان هست.انصافا با دنبال کردن دستوراتم غذاهای خوشمزه ای برامون پخته.ولی همون یه لحظه که برای سرکشی میرم با این که روسری میپیچم باز سرفه شروع میشه.تو یه پیج یه سری دستورات گیاهی دیدم.برای سرفه.بعد نوشته بود اگر اینجوری شدید اینم بخورید.اگر اونجوری شدید اینم بخورید.منم حرف گوش کن.دیروز بعدازظهر دستم رو به دیوار گرفتم و کج کج تاتی کنان رفتم سمت عطاری.تقریبا ۴۹ هزار تومان هزینه شد.اومدم مثل جادوگرها یه ذره از این یه ذره از اون قاطی کردم.دم کردم.و دمنوش آماده شد.از اون جا که من مستعد اینجوری شدن بودم اون یکی دمنوش رو هم آماده کردم.خلاصه برای سرفه خوب بود ولی دل دردم زیاد فرقی نکردخلاصه حالا هم شیمیایی میخورم هم گیاهی میخورم.تا ببینیم چی میشه..
پست تلخی هست.اگر دوست ندارید نخونید لطفا.
چند وقتی هست ننوشتم.راستش حال خوبی نداشتم.دو ماهی بود که بعدازظهر ها تب میکردم.ضعف داشتم.بی حال بودم.اغلب سرگیجه داشتم.تا چنروز قبل که صبح با حال تهوع و سرگیجه شدید از خواب بیدار شدم.فشارم ۹ و نیم روی ۵ و نیم بود.دیگه چاره ای نبود به جز دکتر .با این که خیلی از رفتن به مطب دکتر میترسیدم دیگه چاره ای نبود.با کمک همسر رفتیم دکتر.اون جا تشخیص عفونت گوش میانی دادن.وعفونت شدید سینوس هاآنتی بیوتیک قوی با دوز بالا تجویز شد.از وقتی قرنطینه شروع شد بخاطر ضدعفونی با وایتکس و الکل کمی حساسیت ریوی پیدا کردم.عادت ندارم کسی رو نفرین کنم.ولی دیشب وقتی بوی دود تو هوا بود و نفس کشیدن رو مشکل کرده بود همه مسببینش رو نفرین کردم.از خدا خواستم همه شون رو با کرونا ببره.برای یه لحظه نفس کشیدن بجنگن.من که یه حساسیت خفیف داشتم دیشب خیلی اذیت شدم.فک کنید اونا که کرونا دارن چی کشیدن.اون بی شعورهایی که فقط به خودشون فکر میکنن.اون احمق هایی که فکر میکنن جوان هستن و رویین تن.همه شون بگیرن و از بین ما برن.شاید دنیا محل بهتری برای زندگی باشه.فقط ای کاش کرونا دست از سر کادر درمان برمیداشت.برای کشور ما این ها گنج هستن.شما میدونید تا یه کادر درمان تربیت بشه چقدر طول میکشه؟
رو به روی آپارتمان ما یه دبستان پسرانه هست.قبلا پر از هیاهو و زندگی بود.پسرا همیشه از ترافیک والدین بچه ها که دنبال بچه هاشون میومدن با ماشین شاکی بودن.ولی حالا سوت و کوره.هیچ صدای زندگی ازش نمیاد.
دو روزه به یه لنگه دستکش میرم تو محوطه میچرخم.چقدر گل های قشنگ داریم.بنفشه ها که مال بهار هستن.شکوفه درخت ها در اومده.گل های خودرو هم گله به گله هستن.طبیعت قدرت خودش رو به رخ انسان ضعیف میکشه.
یه آقای مسنی بود.میومد کتابخانه کتاب میگرفت.شنیدم که در اثر کرونا فوت کرده.رفتم از جلو ورودیشون رد شدم دیدم بنر زدن.
همیشه فکر میکردم اگر یکسال هم تو خونه باشم کم نمیارم.بافتنی میبافم.کتاب میخونم.فیلم میبینم.
ولی کم آوردم.دلم میخواد عزیزان رو بغل کنم.ببینمشون.تا حالا نمیفهمیدم چه انرژی میگیرم.کم کم شارژم داره تموم میشه.
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان میکند
در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا
اما بیماری دوم که باعث میشد از درد گریه کنم.دستم در اثر خشکی ترک میخورد.با این که چرب میکردم ولی چون فقط از یه مدل کرم استفاده میکردم انگار نه انگار.وقتی ترک میخورد زخم بود دیگه.تبدیل میشد به زخم های قارچی.زخم های کوچک ولی عمیق.انگار تا عمق گوشت دستم ادامه داشت.
اینا خیلی بد بودن.دیگه درمان خانگی نداشت.حتما باید دکتر میرفتم و پمادهای ضد قارچ میگرفتم.با دست زخم نه میشد دست به آب بزنی و نه دستکش دست کنی..یه دکتر داشتیم گفتم همه فن حریف بود و از دنیا رفت.اون یه بار یه پماد داد که خارجی بود و خیلی سخت گیر میومد.همون باعث شد که دیگه زخم نشه.از اون به بعد یاد گرفتم از چند نوع کرم وروغن برای دستم استفاده کنم.
اون اوسرین ده درصد هم ایرانیش هست هم خارجیش.معجزه میکنه برای خشکی دست.امتحان کنید.
خلاصه که مراقب دست هاتون باشید.