یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یکی مثل همه

در حال خوندن کتابی هستم به همین نام.نویسنده اش فیلیپ راث هست.جالب و دردناک.درباره احوال آدمی هست که به سن پیری رسیده.و شرح حال اطرافیانش.هنوز تموم نشده.

حالا که نیمه عمر رو رد کردم فهمیدم که عاشق کتاب ها و فیلم های جنایی و پلیسی هستم.البته یه ذره دیره.ولی خوب .

کتاب های پلیسی خارجی خوب هستن.مثلا یه نویسنده نروژی هست به نام جو نسبو  . یه کتاب داره به نام آدم برفی.فیلم سینمایی رو هم ساختن.بسیار عالی و خوش ساخت..از همین نویسنده برف روی خون رو خوندم.عالی.پایانش بی نظیر بود.البته فیلمش رو هم دی کاپریو قصد داره بسازه.

نویسنده نروژی هست و در کل همه چیز به برف ختم‌میشه.

در بین‌نویسنده های ایرانی حرکت خوبی شروع شده برای جنایی نویسی.

دو تا نویسنده که تا حالا کتاب هاشون رو خوندم یکی لاله زارع هست و دیگری محمدحسین شهریاری.از هر دو کتاب های خوبی خوندم.

کتاب زیاد میخونم ولی متاسفانه زیاد یادم نمیمونه.مگر این که کتاب خیلی خوبی باشه.

یه چیز دیگه بگم و برم.فیلم زادو بوم رو اگر ندیدید در اپ فیلیمو گذاشته.حتما ببینید.آخرین فیلمی هست که آقای عزت اله انتظامی بازی کرده.بسیار زیبا.البته از اون فیلم هایی هست که باید تو سینما  دید.ولی قشنگه.


قصه های خانه مادربزرگه

خانه مادر دو طبقه است.طبقه با یک نیم طبقه کوچک زیر همکف.خانه قدیمی و ۴۵ ساله است.اما محکم و جاندار.زنده و سرحال.سرشار از سکوت و زیبایی.در یک منطقه شلوغ.

مستاجر طبقه زیر همکف خانم جوانی بود که دکترا قبول شده بود.بعد از سه سال سکونت ازدواج کرد و خانه خرید و به سلامتی و دل خوش رفت سر خونه و زندگی خودش.

خوب ما هم به دنبال مستاجر جدید بودیم.بعد از آماده کردن  منزل در دیوار و همشهری آگهی دادیم.خوب آپارتمان نیست که شیک و به روز باشه.فصل هم فصل جا به جایی نیست.یه یخچال  هم روی خانه بود.

این مدت آدم های عجیبی اومدن برای اجاره کردن.

یعنی ما ۴۵ سال هست مستاجر داریم چنین مواردی ندیده بودیم.

اولین مورد یه آقای ۵۰ ساله بی ادب و از خودراضی.اومده بود که من خانه و زندگی دارم.فقط دو روز آخر هفته به من بدید به نصف قیمت.برای کشیدن مواد و مشروب خوردن با دوستان.

پسر خواهرم که مسوول این کار بود میگفت خاله خدا رو شکر کردم شما این جا نیستی.وگرنه خون راه میافتاد.

یعنی حدود ۵ مورد مختلف از این موارد داشتیم.آخه خونه .مسکونی.دو طبقه خانواده.تا حالا ندیده بودم چنین وقاحتی.

موارد بعدی هم مناسب نبودن متاسفانه.حدود ده روزی درگیر بودیم.

در ضمن ما بیشتر از اجاره به خود فرد اهمیت میدیم.چون زندگی در خونه با آپارتمان متفاوت هست.مادر همیشه با مستاجرها رابطه دوستانه داشته.

تا حالا هم به پسر جوان اجاره نداده بودیم.

گذشت تا آقای جوانی برای اجاره اومد.پسر جوانی که از پسر کوچکه دو سال بزرگتر بود.جدی و فعال.دانشجوی فوق و در حال آماده کردن خودش برای اپلای.

ما دوتایی این پسر رو که دیدیم مهرش به دلمون افتاد.از اونطرف اونم تا خونه رو دید یه دل نه صد دل عاشقش شد.

بصورت عجیبی همه کارها به سرعت انجام شد و در خونه ساکن شد.

خدا رو شکر.همیشه در همه موارد کارها رو به خدا میسپرم.

یعنی انقدر پسر محجوبی بود که حتی در آژانس املاک چونه نزد.من دیدم هیچی نمیگه خودم از مبلغ اجاره کم کردم.تا این حد

دعا کنید همه مون عاقبت بخیر بشیم.

تو انجیل یه جمله هست که خیلی دوستش دارم.میگه خوشا به حال رحم کنندگان چون به ایشان رحم خواهد شد.حالا شاید کلماتش دقیق این نباشه.نمیدونم.ولی خلاصه مطلب اگر خودمون به همدیگه رحم نکنیم فکر نکنم کس دیگه ای دلش به حالمون بسوزه.

با همدیگه مهربانتر باشیم.شاید فردایی نباشه.

من و اسنپ

کلا با این اسنپ یا تپسی میشه کلی داستان نوشت.امروز صبح به مقصد منزل مادر اسنپ گرفتم.عادت دارم که راننده ها خواهش کنن پول نقدی باشه.یعنی دیگه برام جا افتاده.ولی راننده امروز صبح درخواست عجیبی داشت.بعد از سوار کردن من خواهش کرد که درخواست رو کنسل کنم.گفتم نمیکنم.چون ما داریم از این نرم افزار استفاده میکنیم.کار درستی نیست. ولی موقع پیاده شدن یه کم بیشتر دادم.خوب فکر نمیکنن اگر همه راننده ها این جوری بپیچونن و مثلا شرکت دچار ضرر بشه و ورشکست به نفع ما و راننده ها میشه؟

همش دنبال دور زدن هستیم.همین زرنگی های حقیر.بدون این که به عواقب کارمون فکر کنیم.هر وقت میخواهید ببینید کارتون درسته یا نه باید فکر کنید اگر همه این کارو انجام بدن درسته؟مشکلی پیش نمیاد؟

شاید هم من خیلی ایده آل فکر میکنم و دنیا همین جوری میگرده.

توالت،بودن یا نبودن

یکی از کسانی که در اینستا فالو کردم آقای احسان محمدی هست.درباره ایشون نمینویسم.خودتون برید دنبالش بگردید.معمولا مسائلی رو مطرح میکنه که مربوط به اجتماع هست.

یکی از پست هاش درباره توالت های عمومی بود.خیلی دوست داشتم براش چیزی بنویسم ولی نشد.اون پست رو در اینستا نذاشت.در تلگرام هم کانال داشت.

حالا این جا براتون مینویسم.وقتی مطلبشون رو خوندم دیدم ناخودآگاه همیشه جاهایی میرم که دسترسی به توالت تمیز داشته باشم.یعنی بدون‌این که حتی درباره اش فکر کنم.

به وجود آوردن توالت های تمیز در سطح شهر و جاده ها علاوه بر کم کردن بار روانی و جسمی مسئله میتونه باعث اشتغال زایی بشه.توالت های تمیز و اتوماتیک.که با باز شدن در خودش سیفون بکشه.بوگیر داشته باشه و در زمان تعیین شده درش باز بشه که خدا نکرده ازش برای خلاف استفاده نشه.

یکنفر هم مسوول اون باشه.با دستگاه کارتخوان که هزینه رو هم راحت بشه پرداخت کرد.

جدا فکر خوبی نیست؟

حتی میشه بصورت خصوصی باشه و به فروش برسه.یعنی یه تکه زمین شهرداری در اختیار بذاره تا با خرج خود طرف مقابل در اون توالت احداث بشه.در آمدش هم بد نباید باشه.

فرندز

مدتیه یکی از شبکه ها سریال فرندز رو گذاشته.از قسمت اول.بامزه است.گاهی وقت ها تنهایی گاهی وقت ها با پسر کوچیکه میبینم.یکی از معدود سریال های خوش ساختی هست که با مرور زمان تکراری و عادی نشده.هنوز هم میتونه ما رو بخندونه.خیلی کم هستن سریال ها یا فیلم هایی که به مرور با گذشت زمان کم رنگ نشن.نمونه فیلم میتونم اجاره نشین های مهرجویی رو بگم.یا لیلی با من است.

شما هم سریال ها و فیلم هایی از این قبیل رو معرفی کنید.