یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

مناجات نامه چوپان

کتاب مناجات نامه چوپان معاصر نوشته رضا احسان پور
خدایا!
مرا به خاطر
همه‌ی مورچه‌هایی که کشته‌ام
ببخش

خدایا!
ممنونم که فقط یکی هستی
چینی‌ها عمراً بتوانند تقلبی‌ات را بسازند

خدایا!
مرا ببخش که بعضی وقت‌ها با تو
شبیه کت و شلوار پلوخوری رفتار کرده‌ام!
یعنی فقط زمانی سراغت آمد‌ه‌ام که
احتیاجت داشته‌ام

خدایا!
من از اختیارهایم می‌ترسم
فردا، پس‌فردا، خودت به خاطر همه‌ی آن‌ها
یقه‌ام را می‌گیری

خدایا!
من اگر بسوزم
بوی گند می‌دهم!
خود دانی، می‌خواهی بیندازی جهنم، بینداز!

خدایا!
گوش‌هایم دراز شده است
کی وقت داری بیایم برایم کوتاهش کنی؟

خدایا!
حیف نیست
بهشت به این قشنگی ساخته‌ای،
آن وقت به همه نشانش ندهی؟

خدایا!
کاش بیمارستان‌ها
بخش کودکان سرطانی نداشت

خدایا!
شش روز طول کشید
تا دنیای ما را بسازی
آن وقت ما در یک چشم بهم زدن
آن را خراب می‌کنیم!
ببخشید!

خدایا!
من فقط یک «مسکن مهر» سراغ دارم
آن‌هم خانه‌ی تو است

خدایا!
آسایش دو گیتی
تفسیر این سه حرف است:
۱- خدا ۲- را ۳- شکر

خدایا!
تو خوب‌تر از آن هستی
که مرا تنها بگذاری

خدایا!
به یک نفر می‌گویند: «یک دروغ بگو»
می‌گوید: «خدا نمی‌بخشد»

خدایا!
توی «اِنّا لِلّه و اِنّا اِلیهِ راجعون»
«اِلیهِ راجعون» یعنی پیش خودت؛ درست است؟
پیش خودت که جهنم نمی‌شود! می‌شود؟

خدایا!
من مثل آن بت‌پرست نیستم
که اگر تو را نداشته باشم
خدای سنگ و چوبی داشته باشم
من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم

خدایا!
دیوار خانه‌ی مرا در بهشت
کاهگلی بساز
می‌خواهم هر روز عصر با شلنگ
به دیوار آب بپاشم
و نفس عمیق بکشم

خدایا!
اشک‌هایم را با دست پاک می‌کنم
تا دستانم بوی تو را بگیرد

خدایا!
خودت به کسی که دوستش دارم بگو
که من دلم نمی‌خواست خلق بشوم
و فقط و فقط برای اینکه او تنها نباشد
قبول کردم که بیایم دنیا
تا شاید دوستم داشته باشد

خدایا!
دوستت دارم
حتّی توی جهنّم
خدایا!
خودت که بهتر می‌دانی
ما آدم‌ها مثل دانه‌های انار هستیم
زیاد به ما فشار نیاور!

خدایا!
کاش یک مُهر «شکستنی است، با احتیاط حمل شود»
روی دلم زده بودی!

خدایا!
دست ما را بگیر
و ما را از اتوبان زندگی
رد کن!

خدایا!
آخر زندگی من
یک «ادامه دارد» بنویس!

دسته بندی

آدم ها به دو دسته تقسیم میشن. اونایی که واقعا میدونن چی میخوان. و اونایی که نمیدونن چی میخوان یا فکر میکنن میدونن. اونایی که میدونن مستقیم میرن به طرفش.یا میرسن که هیچی یا نمیرسن و دوباره تلاش میکنن.اونایی که نمیدونن خطرناکن. همش دنبال سراب میدون و یه طایفه رو گرفتار میکنن. بدون در نظر گرفتن استعداد و توانایی هاشون آرزوهای دور دراز دارن. میرن شکست میخورن سرگردون میشن و دیگر هیچ.

چشم وهم چشمی

چند وقت پیش خانمی برای کمک در کار منزل اومده بود.معمولا من کارامو خودم انجام میدم. به نظرم جالبه البته برای هر روز هفته یه برنامه نیم ساعته دارم. یعنی از اون کدبانو ها نیستم که همیشه خونه شون برق میزنه. ولی تمیزه. این خانم توقع داشت حالا که از کارش راضی بودم هفته ای یه بار یا ماهی یه بار بگم بیاد برای کمک. آخر کار براش گفتم من عجیبم و ترجیح میدم کارامو خودم انجام بدم و اگر قبل از عید بیمار نمیشدم خودم کارا رو انجام میدادم.

بعد هم ازم وایتکس خواست برای تمیزکاری. من و وایتکس مثل جن و بسم اله هستیم. هر جا وایتکس بیاد از اون در من فرار کردم. به دلیل حساسیت اصلا نمیتونم کار کنم. مجبور شدم براش توضیح بدم.( کلا همش در حال توضیح دادن هستم) و در بهت و وحشتش یه اسپری به دستش دادم که مخلوط آب سرکه و به اندازه یه قاشق مایع لبایشویی بود.تا حالا با چنین وضیعتی مواجه نشده بود.اما وقتی کار کرد خیلی راضی بود . گفتم عزیزم این جا یه بار اومدی ولی شما که کارت اینه دایم با این مواد سر و کار داری چرا به ریه ات رحم نمیکنی. گفت آخه خانم ها فقط وایتکس رو قبول دارن و اگر استفاده نکنی فکر میکنن از زیر کار درمیریم.

خلاصه بین حرفاش هم گفت که قراره دخترش ازدواج کنه و اگر کسی رو میشناسم برای جهیزیه کمک کنه معرفیش کنم. گفتم از این ستاد های خیریه کمک گرفتی. گفت آره یه دونه از این یخچال های ایرانی دادن و یه گاز ایرانی. گفتم خوب خیلی خوبه . گفت نه اینا برای عروس خوب نیست. بعد که داخل انباری رفت و یخچال قدیمی رو دید گفت از همینا دادن. گفتم این یخچال مال عروسیم بوده ولی انقدر ازش راضی بودم که تا حالا نگهش داشتم.خلاصه فک کنم تو فکر خرید ساید با ساید بود.بعد هم از یکی از مشتریاش تعریف کرد که مزون داره و سه ماه یه بار تمام لباس هاشو حتی لباس های زیر و عوض میکنه یعنی میده بیرون و دوباره نو میخره. گفتم آبجی این دفه که بهت زنگ زد بگو با هم بریم.والا.

شب برای همسر تعریف کردم که خانمه گاز و اجاق ایرانی قبول نداشت. گفت از بس چشم و هم چشمی بین مردم زیاده. باید تو خونه ها کار کنی که بتونی دهن مردم رو ببندی.یه جا هم تو تلگرام عضو هستم البته گروه هنریه. اما مدیرش که خانم بسیار محترمیه ازمون کمک خواست تا بتونه برای یه خانم میانسال بیمار وسایل منزل تهیه کنه. ما هم دست به کار شدیم و تقریبا هفتصد جمع شد. اگر به من بود از وسایل دست دوم تمیز میخریدم به نصف قیمت در عوض وسایل بیشتری میخویدم. اما مدیر اعلام کرد که وسایل نو میخرن تا توهین نشه. نمیدونم . گفتم که عجیبم.

تعویض

داشتم برای دوستم که چند سالی بود ندیده بودمش تعریف میکردم که میخوام رویه مبل ها رو عوض کنم. گفت کدوما. گفتم همون قبلی ها. گفت وای یعنی هنوز اونا رو داری. با جدیت نگاش کردم گفتم ببین خانم عزیز من نه شوهرمو عوض میکنم  ،نه دوستامو  ،نه وسایل خونه رو. بازم حرفی هست. گفت نه من که چیزی نگفتم. فک کنم منطقم متقاعدش کرد از بس محکم بود.

وسایل برقی

پیرو پست قبل براتون بگم وسایل برقی تو خونه ما از این قاعده و قانوت پیروی نمیکنن. چون وسایل برقی وقتی قدیمی میشن آب و برق رو اسراف میکنن. مثلا ماشین لباسشویی های جدید بسیار در مصرف آب صرفه جویی میکنن. همینطور برق. چند وقت پیش یخچال فریزر و ماشین لباسشویی عوض شد . همینطور تی وی. یعنی خونه ما دیدنیه. یه سری وسایل بسیار جدید در کنار یه سری وسایل قدیمی.خو مگه چیه. به صلاحتونه شما هم مثل بچه ها لبخند بزنید و رد شید.