یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

تابستانی که میرود...

بوی پاییز همه جا رو پر کرده. تابستان بساطش رو جمع کرده و اروم اروم داره میره. امسال تابستان خیلی برای من خوب و دوست داشتنی بود. البته سفر نرفتم. هیچ کار خاصی هم نکردم. به واسطه شغلی که سالیان سال داشتم تابستان ها پر کار پر استرس و شلوغ بود. نه کسی رو میدیدم و نه میفهمیدم تابستانه .خدایا شکرت که طعم یک تابستان بدون دغدغه رو در کمال سلامتی چشیدم. خدایا شکرت . یه کار هم برام پیدا شد در همون پست قبلی که قاطعانه رد کردم. تصمیم گرفتم مثل زاهد ها ی هندی با یه خرما زندگی کنم و روی میخ بخوابم ولی دیگه به شرایط کاری تن ندم. دیروز کم مونده بود زیر باران برقصم. دوستم که حدود 25 ساله من رو میشناسه م همیشه رفتارها خشک و مبادی آداب منو دیده با کمی شک و تردید نگاه میکرد.احتمالا فکر میکرده از نداشتن شغل کمی خل وضع شدم.

ز هشیاران عالم هر که را دیدم غمی دارد

دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد.

آشپزی

خوب رسیدیم به مبحث شیرین آشپزی

همون جور که میدونید آشپزی یه هنره. هنرها هم که مستقیما با روح و روان بستگی دارن. اما همه نمیتونن همه هنرا رو دوست داشته باشن یا انجام بدن.

آشپزی برای من همیشه رفع تکلیف بوده. همیشه دنبال روش هایی بودم که بتونم زیرابی برم. بپیچونم. دور بزنم/

تا این جا رو داشته باشین. از اون جا که همیشه خدا یه ترتیبی میده که شما با مشکلات و عیوب خودتون رو به رو بشید بچه های من از اول خیلی به غذا اهمیت میدادن.

فقط کافیه بفهمن زیرآبی رفتم . دیگه هیچی. بسیار در غذاها دقت میکنن . مواظب مامان هستن. مثلا: مامان  برنج امروز یه جوری شده. راستشو بگو چی کار کردی؟

هیچی . قراره با برنج چی کار کنن. خوب پختم دیگه. ...

خلاصه این وضعیت سهیلا بانویی هست که از آشپزی گریزونه.اما میخوام بگم وقتی یه غذای خوشمزه رو با عشق و علاقه میپزم وقتی همه دور هم جمع میشیم و خدا رو شکر سفره ای پهن میشه. اون برق شادی که از چشماشون بیرون میزنه تمام خستگی ها و غر غرام یادم میره. خیلی سعی کردم یه نکته اخلاقی برای این پست پیدا کنم و کردم.


وقتی میخواهید آشپزی کنید با تمام عشق و علاقه تون این کارو انجام بدید. امتحان کنید مزه اش خیلی متفاوته.

موتور جت.

1-یادمه که یه پست بابت آشپزی بدهکارم.مینویسم

2-وقتی حوصله نداری و از همه پنهان کردی داری زندگیتو میکنی مثل همیشه. یه دوستت از لابلای نوشته هات میبینه و خط دلتنگی رو میخونه. یه دفه شارژمیشی. مثل موتور جت که روشن بشه. دلتنگی ها دود میشه میره هوا.

3-همیشه رفتی وبلاگ یه نویسنده خوب نوشته هاشو خوندی . بعضی وقتا لبخند زدی. بعضی .وقتا اشک به چشمات اومده.خلاصه خیلی دوستش داشتی اما فک میکردی که یه طرفه است چون یادت نمیاد براش کامنتی گذاشته باشی. حالا هم که کامنت دونیش رو به کلی بسته.بعد یه دفه میاد برات یه خط مینویسه . و اون یه خط مثل موتور جت تورو میبره به آسمون.

باید اینا رو مینوشتم و خدا رو شکر میکردم.وقتی اعتمادم رو به آدم ها از دست میدم یه دفه یه نور پیدا میشه. خدا رو شکر همیشه دوستان خوبی داشتم. حتی مجازی هایی که واقعی شدن. ممنون از همه تون که هستید. نمیدونید بودنتون یعنی چی.

پتوی زندگی

ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻳﻚ ﭘﺘﻮی ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ، ﺍﻧﮕﺸﺖ ﺷﺴﺘﺘﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ؛
ﺁﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻴﻜﺸﻴﺪ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﻲ ﻟﺮﺯﺩ...

ﺁﺩﻡ ﻫﺎی ﻭﺳﻮﺍﺳﻲ؛
ﻣﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﺴﺖ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﭘﺘﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﻓﻬﻤﻨﺪ!
ﻭﻟﻲ ﺁﺩﻡ ﻫﺎی ﺷﺎﺩ؛
ﺯﺍﻧﻮﻫﺎی ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻛﻤﻲ ﺧﻢ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﺷﺐ ﺭﺍﺣﺘﻲ ﺭﺍ ﺳﭙﺮی ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ.

زندگی

اللّه اکبر
خدا بزرگتر است از آنچه در تصور ماست.
هنگام به دنیا آمدن در گوشمان اذان می خوانند ولی نمازی نمی خوانند!

هنگام مرگ برایمان فقط نماز میخوانند...
بدون اذان ...
 اذان هنگام تولد برای نمازی است که هنگام مرگ می خوانند...
چقدر کوتاهست این زندگی...
 به فاصله یک اذان تا نماز .