ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
31 |
خاطرات گذر از فوبیای گربه،به عشق گربه شدن رو،در یه کانال تلگرام نوشتم،به نام من و لوسی.
اگر دوست دارید،ملحق بشید.
https://t.me/mano_lucy
گذشت تا چند ماه قبل،موضوع رو تو یه گروه دوستانه،مطرح کردم.گفتن اشتباه گوش رو سوراخ کردن،و اگر بری دوباره سوراخ کنی،درست میشه .رفتم با شجاعت،گوش رو دادم دست یه آقای دکتر،و مجدد،سوراخ کردن. سوراخ گوش،عالی شد،اما...
گوشواره میخی که زدن،در نمیاد.خیلی سفته .
تقریبا سه هفته است تو خانواده،همه به گوش من آویزان شدن،حتی همسر جان که دست به آچارش خوبه،یه طرف پره رو شکست.ولی در نیومد،که نیومد.
تو خانواده هم میخندن،هم دلسوزی میکنن .
هر بار این لاله گوش بیچاره،مجروح میشه،ولی گوشواره،تکون نمیخوره.فکر کنم همچنان عاق پدرم،دنبالم هست.
اگر کسی میدونه چه کنیم،لطفا راه کار بده .
اومدم یه چیز خنده دار،ولی گریه دار بنویسم براتون.لطفا اگر راه کاری دارید،بهم بگید.اول یه تاریخچه بگم.
پدر خدا بیامرزم،از زینت های زنانه،بدش میومد،مخصوصا گوشواره .حالا فکر کنید،کی عاشق گوشواره بود.من من کله گنده.بعد تو سن پانزده سالگی،دو تایی با دوستم،رفتیم گوش سوراخ کردیم.یکی از گوش هام از اول،بازی در آورد.
عفونت کرد،بعد هم که خوب شد،هر وقت گوشواره طلا میانداختم،ورم میکرد،قرمز میشد،و مجبور بودم وسط مهمونی ها،گوشواره رو در بیارم،فقط با یه لنگه گوشواره بشینم.چه بسیار سوال جواب دادم که گوشواره ام نیفتاده،گوشم مشکل داره .
دیگه قید گوشواره رو زدم.یه جورایی،فکر میکردم عاق پدرم شدم
وا،نصف پست صبحم نیست،کی برده،بیاره بذاره سر جاش.
سلام به روی ماهتون به چشمای سیاهتون.خبر جدید،این که هوا خیلی گرمه .
دیگه این که با پیشی،خیلی پیشرفت داشتیم.هنوز برنامه توالت گردی رو داریم،میره میشینه دم در توالت،به من نگاه میکنه،یواش میو میکنه،چون همسر دعواش میکنه،میگه اون جا که جای گردش نیست.یه جوری که بین خودمون دو تا باشه،نگاه میکنه به در توالت،یه نگاه به من،یه میو کوچولو.خوب دیگه،از اون به یک اشارت،از من به سر دویدن