یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

یه خورشید درخشان

مطالب اجتماعی، اینستا گرام soheildeco

سفر

مثل این که ویزای ارمنستان و گرجستان رو برای ایرانی ها برداشتن.اون اوایل همه رفتیم دبی رو آباد کردیم بعد مالزی و تایلند،نوبت رسید به ترکیه و آنتالیا،حالا هم رسیدیم به آباد کردن ارمنستان و گرجستان. موفق باشید.

یه سوال

یکی از آشنا ها یه دفتر کار اجاره کرده.ولی جرات میخ کوبیدن به دیوار رو نداره.نمیدونم صاحبخونه چه بلایی به سرش آورده.تو آپارتمان صدا میپیچه بخاطر دیوارها.این طبیعیه که صاحبخونه اجازه کوبیدن میخ رو نده.حالا نه این که همه دیوار سوراخ سوراخ بشه.اما اینم که درست نیست.شما چی میگید؟تجربه ای دارید؟

سفر...

یه کتاب خوندم به اسم سفرهایم با خاله جان،نویسنده اش گراهام گرین بود،کتاب جالبی بود،نیمه طنز،نیمه جدی.خوشم اومد.

ننه نقلی

بحث اخیر منو یاد یه داستان کودکانه انداخت که زمان ما میخوندیم.البته شاید حالا هم باشه.داستان ننه نقلی که تعدادی حیوان به خونه اش اومده بودن،بعد جا نبود،به هر کدوم که میگفت برید بیرون میگفت من که فلان کار رو میکنم برم بیرون،و شروع میکرد از محسنات خودش بگه.تو ایران هم از هر کس انتقاد کنی میگه من که اینجوری میکنم،اون جوری کردم...نمیدونم چرا یاد این داستان افتادم.هر چی هم فکر میکنم یادم نمیاد داستان آخرش چه جوری تموم شد.داستان ننه نقلی با حیاط قد غربیلش.

خلاصه هیچ کدوممون نمیشینیم فکر کنیم این انتقاد درسته،غلطه،بررسی کنیم ، برطرف کنیم.تا میگیم دکتر ، شمشیر میکشن،تا میگیم پرستار یه عده دیگه شمشیر میکشن،میگیم معلم ، اون جوری،میگی راننده تاکسی ، یه عده دیگه،بابا ،اندکی صبر،ببینید چی میگیم آخه.

پزشکی و انصاف

یکی از دوستان نظری گذاشته که کلی هم بهش جواب دادم ولی متاسفانه سیو نشد جواب ها و حذف شد.منم گفتم این جا جواب بدم دوباره شاید فرجی بشه و بمونه.وقتی ما به جایی میریم برای خرید کردن،اگر بعد بفهمیم که سرمون کلاه گذاشتن،خوب دلمون میسوزه،اما ضرر به مال شما خورده.ولی وقتی به پزشکی مراجعه میکنید که بدون دلیل،شما رو به تیغ جراحی میسپره،خوب این ضرر به جون شما خورده،مسلمه که درد و سوزشش خیلی بدتره.پسر دایی من پزشک متخصص چشم هست.تقریبا ده سالی ازم کوچکتره و از لحظه کنکور عمومی و بعد تخصصی و طرح و سربازی در جریان مشکلاتش بودم.واقعا سختی کشید،پس اینجوری نیست که ندونم،اما بعد از تموم شدن همه این مشکلاتش،خدا رو شکر مطب زد،در بیمارستان مشغول شد و بعد از حدود پانزده سال کار،الان یه مطب و سه منزل مسکونی و نمیدونم بقیه چیزاش رو خبر ندارم.در حالی که شما با شغل های دیگه خودت رو بکشی یه خونه و یه ماشین بتونی بخری.بعد هم این رشته رو خودش انتخاب کرد،چرا باید تاوانش رو بیمار بده.

مگه یه پزشک خودش انتخاب نمیکنه،پس چرا از بقیه طلبکار میشه.البته بعضی از پزشکا واقعا فرشته هستن که لباس سفید پوشیدن.نمیدونم در این وبلاگ یا وبلاگ قبلی از دکتر بهاری نازنین نوشتم که خواهر تصادفی منو عمل کرد،در اون بیمارستان به دلیل پایین بودن فشار و زیاد بودن جراحت قبول نمیکردن که ببرنش اتاق عمل،دکتر با مسوولیت خودش اون رو به اتاق عمل برد و روزی دوبار ویزیت میکرد،در بیمارستان دولتی چالوس،یعنی حتی پول اضافه از ما نگرفتن.خدا به کارش و مالش برکت بده.همه ما همیشه به یادش هستیم و دعاگو هستیم.بله کم نیستن.ما از اون دکترا داریم.از این فرشته ها هم کم نداریم.ولی نمیدونم چرا جامعه پزشکی اصلا انتقاد پذیر نیست.تا از جایی صدای مخالف بلند میشه سریع واکنش نشون میدن،یعنی واقعا خودشون اون دکترای ناخلف رو نمیبینن .نه واقعا نمیبینن، همین الان هم داریم دکتر هایی رو که در مناطق محروم  خدمت میکنن ، گاهی حتی برای هم زبونی با بیماران مشکل دارن،با حقوق در حد کارمندی ،ولی خدمت میکنن،در مقابلشون داریم دکتر های آنچنانی،خلاصه خوب نیست دکترا انقدر احساس برتری داشته باشن،از ما گفتن.