وقتی همسر شما تلاش می کند مشوق او باشید. و بگویید
که به او کاملاً ایمان دارید. حتی اگر همسرتان خرابکاری کرد به جای اینکه
در مقابل او قرار گیرید و او را سرزنش کنید بگویید دفعه بعد حتماً موفق می
شوی. از همسر خود به خاطر تلاشی که کرده است قدردانی کنید.
این کار باعث می شود عصبانیت او تخلیه شود و رفتار بدی که احتمالاً با شما
خواهد داشت خنثی شود. مردها وقتی که از همسر خود احساس برتری می کنند
امنیت را حس می کنند بنابراین سعی کنید این گونه تظاهر کنید.
حتی
اگر با همسر خود اختلاف نظر اساسی دارید هیچگاه از کلمات بد و خشن استفاده
نکنید چون این کار صدمات جبران ناپذیری به روابط شما می زند.
خو رسیدیم به اونجا که از بیمارستان مرخص شدیم و بچه غورباقه رو زیر بغلمون دادن و اومدیم خونه . از همون روز اول زهر چشمی این بچه ازمون گرفت که نگو . تو آشپز خونه یکی عطسه میکرد . بچه جیغ میزد کهنه عوض میکردیم . جیغ میزد . شب جیغ میزد . روز جیغ میزد خلاصه دقیقا از 24 ساعت 20 ساعت بیدار بود و گریه میکرد . شاید 4 ساعت میخوابید . بعدا در طی تحقیقاتی که کردم فهمیدم به علت شرایط جنگی بچه بیش از حد حساس شده . انگار از لمس پوست بدنش اذیت میشه . حمام بردنش که دیگه هیچی . آب که به پوستش میخورد گریه میکرد . یه بار وقتی جا شو عوض میکردم انقدر جیغ زد که مادر بیچاره من فکر کرده بود از دستم افتاده و چیزیش شده . بعد که گفتم فقط پوشکش عوض شده نفس راحتی کشید . البته یه اتفاق مهم دیگه که افتاده بود این بود که دیگه با هم دعوا نمیکردیم . فقط هر وقت که میتونستیم میخوابیدیم . اونم نوبتی . منم دانشگاهم شروع شده بود . در نتیجه نور علی نور بود . میرفتم دانشگاه میومدم . به بچه میرسیدم نمیخوابیدم . نمیخوردم . وزن کم کردم . رسیدم به دوران مجردیم. خلاصه . تازه دل درد هم داشت یعنی علاوه بر اونا که گفتم به صورت ممتد از ساعت 5 بعد از ظهر گریه میکرد و جیغ میزد تا 10 شب . دکتر هم میگفت یا چهل روزگی خوب میشه یا شش ماهگی یا وقتی زنش دادی . خدا رو شکر که دل درداش 9 ماهگی خوب شد . خلاصه . از این قسمتا که بگذریم میرسیم به حساسیت بچه به کهنه و پوشک. خوب مثل حالا که نبود تنوع باشه . معمولا کهنه میگداشتیم . بعد که بیرون میخواستیم بریم پوشک البته ایرانی خوب خارجیش خیلی گرون بود ما هم که وضعیت بعد از جنگ داشتیم . پوست بچه به شدت واکنش نشون داد . یه چی میگم یه چی میشنوید . نه از این جوشای ریز که بچه ها وقتی حساسیت دارن میزنن . سوختگی در حدی که پوست رویی میرفت و گوشت قرمز پیدا بود . خوب با این چه کنم . باز شروع به گشتن تو کتابا کردم از این پرسیدم از اون پرسیدم . آخرین راه حلی که جواب داد این بود که کهنه ها رو بعد از شستشو و آب کشیدن در محلول آب و سرکه بخوابونم بعد بذارم خشک شه . این را ه جواب داد و کم کم پای بچه بهتر شد .راستی سیسمونی به اون شکل نخریدیم چون از پدرم پولش رو گرفتیم و زدیم به زخم قسط خونه . یه صندلی ماشین و یه گهواره از زن عموم گرفتیم ( یه دفه که با زن عموم حساب کردیم دیدیم 15 نفر از بچه های فامیل با این گهواره بزرگ شدن دوباره برگشته جای اولش ) یه کالسکه هم از جاری بزرگه که بعدش هم دوباره پس دادیم . البته اصلا هم ناراحت نبودیم چون خودشون نیاز نداشتن . کلا قبلا ما زیاد از این جریانات ناراحت نمیشدیم . الان تا هفت سالگی برای بچه سیسمونی میدن . خوب شاید من بخوام برای بچه ام بر طبق روز خرید کنم .یه کم تشریفات زیاد شده .خلاصه کشید تا دوسال گذشت درس من تموم شد . خونه آماده شد . گل پسر هم دو ساله شد.
دل بلاگفایی ها بسوزه . بازم انگار سر ناسازگاری داره . ما که جستیم
زمینهها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بودهاند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.
نلسون ماندلا