X
تبلیغات
رایتل

یه خورشید درخشان

قلب و بیمارستانش

جای شما نه خالی برای اکو به بیمارستان قلب رفته بودم.خوب طبق عادت مراکز درمانی به همه برای ساعت 2 وقت داده بودن،یه تعداد پیرمرد و پیرزن و جوان بیمار و کم طاقت هم ردیف نشسته بودن.دکتر هم طبق عادت ناپسند مراکز درمانی 20 دقیقه دیر اومد.من خودمو حاضر کرده بودم برای انتظار طولانی،تمام مدت فیلم دیدم، دو تا کتاب هم تمام کردم تا نوبتم شد.خیلی سخت نگذشت با این که تقریبا 3 ساعت انتظار کشیدم برای کار 20 دقیقه ای.ولی بقیه مردم به جای کتاب خواندن،مجله زرد خواندن،جدول حل کردن،یا حتی دعا خواندن،ترجیح میدادن یه ریز غر بزنن،با هم دعوا کنن،از بیمه و مملکت شکایت کنن.یعنی اگر از این دوربین ها بود که انرژی آدم ها رو ثبت میکرد،یه عالمه انرژی منفی الکی تو هوا قل میزد،آخرش هم هیچ اتفاق خاصی نمیافتاد.

البته مشکل مدیریتی هست.یه مدیر توانا میتونه وضعیت رو هدایت کنه،وقت ها رو به ترتیب بده.لوازم سرگرمی اضافه کنه،در مملکت ما کلی روزنامه و مجله برگشت میخوره که به قیمت کم میشه خرید و باهاش سر مردم رو گرم کرد.

کلی مجله جدول قدیمی هست که میشه خرید و گذاشت تو مجموعه،هر کسی دو تا سه تاش رو حل کنه سرش گرم میشه.

نه خودمون به فکر خودمون هستیم نه کسی به فکرمون هست.

شاید اگر خودمون به فکر خودمون باشیم بقیه هم به فکر بیفتن.

توضیح نده

برای انجام کاری با پسر کوچیکه بیرون رفته بودیم،در واقع میخواستیم یه شلوار عوض کنیم،تو راه برگشت میگه:مامان شما چرا برای همه توضیح میدی،کارمون رو انجام میدیم،به اونا چه ربطی داره.یه خورده فکر کردم،از بیرون خودم رو نگاه کردم،دیدم راست میگه،شدم شبیه اون پیرزن هایی که از تنهایی با همه حرف میزنن.

کلا آدم کم حرفی هستم،یه جورایی درونگرام.ولی از بس همه جا ازم توضیح خواستن،وظیفه خودم میدونم به همه توضیح بدم،حالا به صورت عادت شده،وقتی نمیپرسن هم میگم.

سر کار که بودم،به بالادستی توضیح میدادم که کارم رو تایید کنه،به پایین دستی توضیح میدادم که کار رو یاد بگیره.

تو خونه همش باید به پسرا و همسر توضیح بدم چی کار کردم و چرا،در واقع چرا و به چه علت،البته شاید همه همین کارو انجام بدن،برام یه کم سخته.

از این به بعد همش باید به خودم بگم به اونا ربطی نداره.

کرایه

خوب دلم خیلی پره،یه تاکسی های خطی هست از ونک به تجریش،ماشالله همیشه هم مشتری دارن،کرایه شون 2600 تومن تعیین شده،یه مدت هست که 3000 تومن میگیرن.با یکیشون صحبت میکردم،البته انصافا راننده خوش اخلاقی بود،برای این 400 تومن اضافه دنبال بهانه تراشی بود،مثلا میگفت تاکسی رانی به ما ظلم میکنه،گفتم گنه کرد در بلخ آهنگری،به شوشتر زدن گردن مسگری

تاکسی رانی به شما ظلم میکنه،شما از من تاوان میگیری؟

خندید.بعد گفتم من از این 400 تومن نه فقیر میشم و نه پولدار،اما شما خودت حساب کن در یک روز چند تا 400 اضافه بر حقت قاطی مالت میشه.

قبلا از یه نرم افزار استفاده میکردن به نام فون پی. نرم افزار رو نصب میکنی و با اسکن بارکد روی بنر از شارژت کم میشه،نمیدونم چه مشکلی داشت که کنار گذاشتن،یه راه دیگه هم مثل اون یکی خطی ها که گفتم،میتونستن درخواست بدن از این دستگاه های کارت بلیط بدن بهشون.ولی براشون راحت تره که از مردم پول اضافه بگیرن،هیچ کس هم نظارت نداره.

آش در هم و بر هم

1_ما مادرا موجودات عجیبی هستیم،انقدر بچه ها مون رو دوست داریم و به نظرمون تخم دو زرده میان که میخواهیم تو چشم همه فرو کنیم.از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان اصلا حوصله ذوق کردن به بچه ها رو ندارم،البته بغل کردن و بازی کردن و بوسیدن بچه ها رو خیلی دوست دارم،وجودشون شادی و زندگی میاره.ولی دیدن عکس ها حوصله منو سر میبرن.هر جا هم که ببینم تو اینستا آن فالو میکنم.

2_بر عکس پسر اولم که بسیار سفید و تپل و خوشگل بود،پسر دومی از همون موقع که دنیا اومد لاغر و سبزه بود،با چشمای بادومی و کشیده تا جایی که مادرم به مونگول بودنش احتمال میداد،ولی من که نمیدیدم،به نظرم قشنگترین و باهوشترین بچه دنیا بود.چه اطرافیان خوب و نجیبی داشتم که به روم نمیاوردن.فقط یه بار مادرشوهرم (که نور به قبرش بباره)پشت سرم گفته بود از سهیلا بعید بود چنین بچه ای بیاره.

3_البته مثل جوجه اردک زشت در جوانی جبران کرد.

4_تو پستی که بلا گ اسکای خورد(ازش نمیگذرم )نوشته بودم که استخر میرم.مشکلی که دارم این هست که وقتی برمیگردم اشتهای زیادی پیدا میکنم،کسی راه حلی بلده که بتونم کنترل کنم.

5_چرا فکری به حال کرایه تاکسی ها نمیکنن.بخاطر نبودن پول خورد همه اضافه میگیرن.حالا اون هیچی،توقع پول خورد دارن.

یه خطی سوار میشم که بهشون کارت خوان دادن.حتی اگر کارت اتوبوس هم نداشته باشی از کارت بانکی هم میشه استفاده کرد.وقتی سوار میشم انقدر خوشحالم که نباید معطل پول خورد بشم.کرایه اش 1100 تومن هست،وقتی به دلیل کارت خوان کار نکنه 1000 بر میدارن.خوب من 100 بهش بدهکار میشم.حساب کنید 10 تا مسافر به اندازه یه کرایه شون میشه.

مسولین لطفا رسیدگی کنن.

دل سگ

عنوان بالا یه کتاب هست از بولگا کف که من عاشق مرشد و مارگاریتاش هستم،این یکی کتابش هم خیلی خوب بود،نمیدونم این نویسنده های حسابی موضوعاتشون رو از کجا میارن که اینقدر ناب هست.

1 2 3 4 5 ... 139 >>