X
تبلیغات
رایتل

یه خورشید درخشان

اینستا و من

گل پسر پرسید،مامان اینستا داری . گفتم دارم . گفت کارات رو گذاشتی،جواب مثبت،خوب چند تا فالویر داری؟

دوستام و فامیل.

گفت اینستا که اینجوری نیست،باید فالویر زیاد باشه،برو هی جاهای مختلف فالو کن،تو گروه های هنری،اونا هم فالو کنن ،کلی آدم کارات رو میبینن، مشتری زیاد میشه.

فک کردم شاید راه درستش همینه. چشم،انجام دادم.حالا هر وقت میرم سراغ اینستام با یه تعداد آدم غریبه رو به رو میشم. از سفره هاشون،غذاهاشون ،خودشون،لب و دهان پروتزشون،سینه های چاکشون،کت و شلوارهای نوشون،ویلاهای درندشتشون،...

عکس گذاشتن،اونم نه یکی،ده تا ده تا،اگر یکی بذارن خیلی متمدنانه تحمل میکنم،اما ده تا عکس میذارن،دیگه تحمل ندارم،سریع آنفالو میکنم،وقتی چیزی ندارید چرا دیگران رو به بازی میگیرید.

البته شاید کار اونا درسته،شاید روشش همینه ، اما من دیگه نیستم.

احتمالا دوباره همون دوستان و فامیل رو در اطرافم داشته باشم.

تجریش

از وقتی بچه ها بزرگ شدن حتی برای رد شدن از خیابان هم اتفاق نظر نداریم،چه برسه رفتن به سفر و تصمیمات دیگه ،هر کدوم ساز خودشون رو  میزنن. خسته از گفت و گوها امروز بعد از نهار تنها زدم بیرون،مخصوصا مترو رو انتخاب کردم.مترو سواری در عید خیلی بامزه است ، برعکس وقتای دیگه که بیشتر کارمندا با لباس فرم هستن و قیافه های خسته،تو عید با لباس های رنگی و بصورت خانوادگی .تقریبا همه شاد هستن و میخندن،بودن باهاشون خیلی خوب بود .حتی اگر نمیفهمیدی به چی میخندن خنده ات میگرفت. 

تقریبا همه جا باز بود ،دلی سیر گشت و گذار کردم،تنهایی.

یه کشف جالب کردم،یه ایستگاه هست به اسم شهید همت،نه کسی سوار میشه نه پیاده،یه بار باید پیاده شم ببینم چه خبره،نکنه وسط اتوبان زدن کسی نمیتونه بیاد و بره.

اومده بودم بگم سال نو مبارک،انشاالله سال خوبی داشته باشید.یه آب و جارو هم بکنم و برم

پل عابر

تو خبرا اومده رود یه کامیون زده به یه پل عابر،دو تا عابر بدبخت از اون بالا افتادن تو خیابون،فک کن به زحمت از پل عابر رفتی بالا،وسط راه یه دفه میبینی کف خیابونی،خدا هم شوخی اش گرفته. من کجا ، این جا کجا،اون بالا بودم که.

جن و پری

تو خبرها اومده بود که تو آسمون شی پرنده نورانی دیدن،خوب خوش اومدید،ما که سیل و آتیش و خشکسالی و...همه رو با هم داریم،قدم شما هم سر چشم،بفرمایید.

یه همکار داشتیم ورد زبونش بود که :کم بود جن و پری،یکی هم از دریچه پرید.حکایت کار ماست.

دوزخ

دارم کتاب جدید میخونم که عنوانش اون بالاست،به جریانش کاری ندارم،ولی یه ایده جالب داره،یه ویروس که بصورت رندوم افراد رو عقیم میکنه،با وضعی که دنیا داره و منابعش در حال از بین رفتنه ایده جالبیه.شما چی فکر میکنیدا،ون جا تخمین زده دو سوم عقیم بشن. اونوقت تولد واقعا یه معجزه میشه.

1 2 3 4 5 ... 134 >>